تئوری موسیقی.
تئوری موسیقی.
واژه موسیقی از واژه یونانی Miusika و مشتق از کلمه Muse می باشد که نام رب النوع حافظ شعر و ادب و موسیقی یونان باستان است. یونانی ها، هرمس را به دلیل بخشیدن موسیقی ستایش می کردند. چهارهزار و پانصد سال پیش، پادشاه چین به نام هائونک تی فرمان داد تا موسیقی را با استفاده از چهچهه مرغان و زمزمه جویباران بسازند و ارسطو و فیلسوفان همچون ابن سینا، موسیقی را یکی از شاخه های ریاضی دانسته اند. امروزه به جهت ابعاد ذوقی و هنری، دانشی هنری به شمار می رود. به هر حال، موسیقی، واقعیتی هم زمان با حیات بشری دارد که پس از قرن ها به صورت دانش و تئوری درآمد. تئوری موسیقی، علمی است که از قواعد و اصطلاحات موسیقی گفت و گو می کند. موسیقی بازتاب زبان، مذهب، فرهنگ، شرایط جغرافیایی و نظام اجتماعی و اقتصادی است. موسیقی، هنر بیان احساسات انسانی به وسیله صداهاست؛ مهم ترین عوامل تشکیل دهنده موسیقی، صدا و ریتم هستند. صدا، نتیجه «حرکت ارتعاشی» است که به وسیله گوش احساس می شود. صداهایی که دارای ارتعاشات نامنظم باشند، صداهای غیرموسیقیایی و آن هایی که پِریودیک (2) هستند و ارتعاشات منظم دارند، صداهای موسیقیایی نامیده می شوند. صداها به زیر و بم و شدت و غیره تقسیم می شوند و کیفیتی که دو صدای یکسان از دو ساز غیرمشابه مانند: ویلون و پیانو را متفاوت نشان می دهد، طنین یا رنگ صوتی می نامند.
همان طور که یک معمار یا بنا، برای ساختن خانه از آجر، سنگ، آهن، چوب و غیره استفاده می کند، همان گونه که یک شاعر در ساختن شعر خویش، واژه ها را به کار می گیرد، همان گونه که یک مجسمه ساز از گچ، برنز، گِل، چوب و جز این ها استفاده می کند؛ آهنگ ساز نیز در ساختن موسیقی، صداها و عوامل صوتی را به کار می بندد.
واژه موسیقی از واژه یونانی Miusika و مشتق از کلمه Muse می باشد که نام رب النوع حافظ شعر و ادب و موسیقی یونان باستان است. یونانی ها، هرمس را به دلیل بخشیدن موسیقی ستایش می کردند. چهارهزار و پانصد سال پیش، پادشاه چین به نام هائونک تی فرمان داد تا موسیقی را با استفاده از چهچهه مرغان و زمزمه جویباران بسازند و ارسطو و فیلسوفان همچون ابن سینا، موسیقی را یکی از شاخه های ریاضی دانسته اند. امروزه به جهت ابعاد ذوقی و هنری، دانشی هنری به شمار می رود. به هر حال، موسیقی، واقعیتی هم زمان با حیات بشری دارد که پس از قرن ها به صورت دانش و تئوری درآمد. تئوری موسیقی، علمی است که از قواعد و اصطلاحات موسیقی گفت و گو می کند. موسیقی بازتاب زبان، مذهب، فرهنگ، شرایط جغرافیایی و نظام اجتماعی و اقتصادی است. موسیقی، هنر بیان احساسات انسانی به وسیله صداهاست؛ مهم ترین عوامل تشکیل دهنده موسیقی، صدا و ریتم هستند. صدا، نتیجه «حرکت ارتعاشی» است که به وسیله گوش احساس می شود. صداهایی که دارای ارتعاشات نامنظم باشند، صداهای غیرموسیقیایی و آن هایی که پِریودیک (2) هستند و ارتعاشات منظم دارند، صداهای موسیقیایی نامیده می شوند. صداها به زیر و بم و شدت و غیره تقسیم می شوند و کیفیتی که دو صدای یکسان از دو ساز غیرمشابه مانند: ویلون و پیانو را متفاوت نشان می دهد، طنین یا رنگ صوتی می نامند.
همان طور که یک معمار یا بنا، برای ساختن خانه از آجر، سنگ، آهن، چوب و غیره استفاده می کند، همان گونه که یک شاعر در ساختن شعر خویش، واژه ها را به کار می گیرد، همان گونه که یک مجسمه ساز از گچ، برنز، گِل، چوب و جز این ها استفاده می کند؛ آهنگ ساز نیز در ساختن موسیقی، صداها و عوامل صوتی را به کار می بندد.
- ۱.۷k
- ۱۳ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط