.ﻓَـﺼﻞِ ﺩﻭ ﻧَـﻔﺮﻩ هـآ شروع ﺷُــﺪ

.ﻓَـﺼﻞِ ﺩﻭ ﻧَـﻔﺮﻩ هـآ شروع ﺷُــﺪ
بی تو..
ﻧﻮﺑَـﺖِ من اﺳﺖ ﮐـِ ﺩَستـآﻣﻮ ﺑِـﺬارﻢ ﺗـﻮ ﺟـﯿﺒِﻤـﻮﻭ ﺭﻭ ﺟَـﺪﻭﻝِﺧـﯿـآﺑـﻮنا ﺭﺍﻩ ﺑِـــﺮﻢ..
تابِستونَم
تَموم
شد..
من کِه.
هیچْ..
وَلی..
اُمیدوارَم..
عَکسایِ
شُمـا..
تـ‍ـو..
پاییز..
۲ نَفَرِه باشِه...
دیدگاه ها (۱۱)

داستان

Iove and the moonPart51♡ویو مهمانی● ساعت هشت شب بود و من و ک...

پارت ۳ مدتی از اون روز می‌گذشت چند روزی بود که دیگه به استود...

پارت نوزدهم ( آخر) یک ماه بعدات. ای دلم تیر می‌کشه کوک. میخو...

تا وقتی قلبمان بیدار بشود

رز آبی پارت ۳۲

"می‌ترسیدم...ولی الان فقط می‌دونم خوشحالم که همه‌چیو گفتم!"P...

ﻓَــﺼﻞِ ﺩﻭ ﻧَـــﻔﺮﻩ هــآ شروع ﺷُــﺪ . . . ﻧــﻮﺑَــﺖِ مــن اﺳ...

ﻓَــﺼﻞِ ﺩﻭ ﻧَـــﻔﺮﻩ هــآ شروع ﺷُــﺪ . . .ﻧــﻮﺑَــﺖِ مــنهﮐــ...

ﻓَــﺼﻞِ ﺩﻭ ﻧَـــﻔﺮﻩ هــآ شروع ﺷُــﺪ . . .ﻧــﻮﺑَــﺖِ مــنهﮐــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط