{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

...تقدیم به عشقـم چشم شهلای من...^__^

...تقدیم به عشقـم چشم شهلای من...^__^

کاش می شد شبی زمستانی با تو در کوچه ای قدم بزنم
تو برایم غزل که میخوانی ، من برایت‌ازعشق دم بزنم

با منی ترس را بران از خود،من ازآن‌مردهای غیرتی ام
یک نفر عاشقت شود کافیست تا که یک‌شهر را بهم بزنم

می نویسم برای عشق خودم ،برسد دست لیلی از مجنون
می شود با تو قصه ای زیبا ،در دل قصه ها رقم بزنم

گاه ویران شدن کمی خوب است ،من خراب تو و نگاه توام
می شود آنچنان که ویرانم ،طعنه ای هم به ارگ بم بزنم

ای بحق حسین باشد که ،من و تو آخرش به هم برسیم
نذر امسال من تویی باید ،گرهی گوشه ی علم بزنم
دیدگاه ها (۲)

کاش می شد شبی زمستانی با تو در کوچه ای قدم بزنمتو برایم غزل ...

کاش می شد شبی زمستانی با تو در کوچه ای قدم بزنمتو برایم غزل ...

کاش می شد شبی زمستانی با تو در کوچه ای قدم بزنمتو برایم غزل ...

می نویسم. باز می نویسم. تا هستم تو را نفس میکشم و تو را می ن...

من تو را دارم دگر بیگانه میخواهم چکار؟چون دل و جانی مرا کاشا...

دید مجنون را یکی صحرانورددر میان بادیه بنشسته فردساخته بر ری...

چه غریبانه تنهایی...

داستان لیلی و مجنون نظامی گنجوی قسمت اول ↓یکی از بزرگان عر...

بدهم تکیه به تو شانه شدن را بلدی؟گرمی ثانیه‌ای خانه شدن را ب...

بدهم تکیه به تو شانه شدن را بلدی؟گرمی ثانیه‌ای خانه شدن را ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط