کاش می شد شبی زمستانی با تو در کوچه ای قدم بزنم
کاش می شد شبی زمستانی با تو در کوچه ای قدم بزنم
تو برایم غزل که میخوانی ، من برایت از عشق دم بزنم
با منی ترس را بران از خود ،من از آن مردهای غیرتی ام
یک نفر عاشقت شود کافیست تا که یک شهر را بهم بزنم
تو برایم غزل که میخوانی ، من برایت از عشق دم بزنم
با منی ترس را بران از خود ،من از آن مردهای غیرتی ام
یک نفر عاشقت شود کافیست تا که یک شهر را بهم بزنم
- ۴۶۵
- ۱۸ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط