کهنه قماری ست غزل ساختن...یک شبه دَه قافیه را باختن

کهنه قماری ست غزل ساختن...یک شبه دَه قافیه را باختن

دست خراب است،چرا سَر کنم...آس نشانم بده باور کنم

دست کسی نیست زمین گیری ام...عاشقِ این آدمِ زنجیری ام

شعله بکِش بر شبِ تکراری ام...مُرده ی این گونه خود آزاری ام

من قلم از خوب و بدم خواستم...جرمِ کسی نیست خودم خواستم

منتظر یک شب طوفانی ام...در به درِ ساعتِ ویرانی ام

پای خودم داغِ پشیمانی ام...مثل خودت دردِ خیابانی ام

با همه ی بی سر و سامانی ام...باز به دنبال پریشانی ام

مردِ فرو رفته در آیینه کیست...تا که مرا دید به حالم گریست

ساعتِ خوابیده حواسش به چیست...مردنِ تدریجی اگر زندگیست




کوردان مانا
(گندم)
دیدگاه ها (۱۱)

Dark hearth

🌱اون شب که بهم گفت نباید دوستش داشته باشم جا خوردم...دوست دا...

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : Sixteen ویوی تهیونگ :بعد از رفتن...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❹_بخش سوم__سوروسترمز می‌گیرم.صورتش را می‌گیرم و ...

رمان انتقام ازدواج کامل

Forbidden love⑨حالم خیلی بد بود چشمام پر از اشک شده بود و دس...

بار مثل هر شب شلوغ بود؛ نورهای قرمز و بنفش روی دیوارها می‌رق...

آواز عشق♣️part 5♣️ا/ت ویوسوار آسانسور شدیم و رسیدیم پایین و ...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و....p17ویو ات داشتم با نگاه...

part ⁴دست اجوما رو گرفتم و باهم از اون انباری خاک خورده اومد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط