زندگی دوباره

پارت ¹⁴
خیلی خوشم میومد تو فیشار بزارمتون ولی يه بنده خدایی میگه بزارم پس میزارم🗿
کای و کایا گم میشن میرن تو لونه شونـــ چیز همون خونشونـــــ اههه همون عمارتشون
کایا: عااااا میگم چه اسمی رو عمارت بزاریم؟
کای: مگه اسم میخواد؟&_&
کایا: #_#
کای: لوزالمعده؟
کایا: کلیه؟
کای: مرض قند؟
کایا: سکته قلبی؟
کای: اعصاب و روان؟
کایا: میگم یکم زیادی نرفتیم تو زیست شناسی؟
کای: اهه راس میگیاا از هر چی زیسته بدم میاد(این منم)
و دوباره نشستن روش فکر کردن
کای: خببببببب داشاق فروشان چطوره؟🤓
کایا: آرهههه عالیههههه🤓🤓🤓
و اینگونه اسم عمارت شد عمارت داشاق فروشان🗿
کای و کایا رو زمین لم میدن.
کای: اههه پاممم
کایا: اههه دستممم
کای:عاااااااا کمرممممم
کایا: عاااااااا سرمممم
کای از جاش میپره: میای یکم کرم ریزی کنیم؟
کایا هم جت میشه و از جاش میپره
کای: پایه امممم
خلاصه گم شدن رفتن دور دور
کای: حالا چه خاکی بریزیم تو سرمون؟؟
کایا: خاک رس🗿
کای: نداریم که
کایا: خبببب شن؟
کای: اونم نداریم
کایا: ای بابا😮‍💨
راه افتادن سمت خونه بقیه که...
کورین: جنوب شرقی، جنوب شرقی، شیطانی که اونجاست رو همراه هاشیرای باد بکشید
کای يکی از کفشاشو در میاره و پرت میکنه سمت کورین
کای: دندون رو جیگر بزار کلاغه کسخلللل نمیبینی کار داریممممم
کایا: هعی باید بریم
و راه میفتن سمت جنوب شرق
کای و کایا یکم رفتن جلو که...
کای: سلاممممم کلم سفیدددددددد
سانمی با جیغی که اینا کشیدن ده متر پرید هوا
کایا: میگم عادیه میتونه انقد بپره؟
کای: نه والا این انسان نیس
کایا: آره دیگه کدوم کلم سفیدی انسانه؟
کای: نمیدونم
سانمی اعصابش خورد شد: به کی گفتی کلم سفیدددددددد🤬🤬🤬
کای: یا خدا هار شد رف
کایا: مگه کلم سفید هم هار میشن؟
کای: نه بابا این استثناس
و دنبال بازی شماره 2 شروع میشه
~~~~~~
خب قصد دارم از این به بعد راز دوران تایشو هم بزارم
✯✯✯
راز دوران تایشو:
1-سانمی از اینکه توسط دوتا بچه با ابروش بازی میشه به شدت متنفره و سعی میکنه کای و کایا رو جرواجر کنه

2-کای و کایا از اینکه میبینن سانمی حرص میخوره تو ک*و*ن*شون عروسیه

3-کای میخواد پاشه برقصه چون میتونه از سانمی انتقام گذشته اش رو بگیره

4-هانا و دوما وقتی دیدن کای و کایا غیب شدن اول فک کردن دارن بازی میکنن اما با مرور زمان نگران شدن

5-دوما خانواده ش رو به شدت دوست داره و برای پیدا کردن بچه ها حاضره کل کره زمینو به نابودی بکشه

6-سانمی هر دفعه از دست این دوتا فیشاری میشه باهاشون موش و گربه بازی میکنه مث الان

7-افسانه ها میگن دو شبانه روز کای و کایا درحال فرار بودن و سانمی هم دنبالشون بود که جلوی مردم و تو ماموریت ابروشو برده بودن زیر سوال
✯✯✯
تموم شد
حمایت؟
و بگین راز دوران تایشو بازم بزارم برا پارتای بعد؟
#انیمه
#شیطان_کش
#زندگی_دوباره
دیدگاه ها (۱۶)

کسخلان گروگان

حاجی! میگم میخوام اسممو از کایرون به همون اسمه اصلی خودم تغی...

Anya x Damian پارت۶۱

The Queen of My Heart ❤️👑پارت ۴۷ویو کایاـساعت دوازده شب بود ...

‌ ‌ ‌ ‌ᅠ‌ ‌ ‌ ︵֪⏜֪࣪︵⏜࣪ ꒰‌  ࣭🧋  ‌꒱ ࣪⏜֪࣪︵֪⏜֪࣪︵< نامᰰه ا᷎ی ᷉از ...

Do I love him, or do I hate him?P²⁶**ویو کوک**توی کلاس نشسته...

[•] عمارت عشق [•]Part number 26ـ«گاهی اوقات انسان ها عصبانی ...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و p28...$ : خودم چیدمشونا.ت ...

مهمه لیدی هام...

شب تولدم فصل 3پارت 17ات: تهیونگ به حرفاش گوش میکنمو ازش فاصل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط