کسخلان گروگان
ادامه پارت ³⁶
؟؟؟: هوی مایکیییییییییییییی کدوم گوری ایییییییییییییی؟؟؟؟؟؟ منو فرستادی برات دورایاکی بگیرم خودت کجا غیبت زددددددددددددد؟؟؟؟؟؟؟
؟؟؟/؟؟؟: انقد عربده نکشین میخوایم بخوابیمممممممممممممممم
.........
....
سکوت حکومت میکند...
دراکن و میتسویا توی چهارچوب در ایستاده و به صحنه رو به رو خیره شدن...
باجی و پاه چین هم خوابالو از یکی از اتاقا زدن بیرون و با صحنه مواجه شدن...
کیوکا درحال گاز گرفتن کاکوچو تا ولش کنه
کایا درحال دست و پا زدن
(تبعیض نیست دوزتان... کایا رو مایکی کراشع...)
دراکن: #_#
باجی: &_&
میتسویا: %_%
پاه چین: @_@
مایکی: *_*
کایا: §_§
کیوکا: ...(نمیتونه کاری کنه وقتی داره گاز میگیره...)
کاکوچو: دستمممممممممممم
دخترا هم دارن از صحنه لذت میبرن
هینا: اوه اوه
اما: برادران قهرمان وارد میشوند
کیوکا کاکوچو رو ول میکنه
کایا هم آروم میشه
و بسی لبخند ملیححححححححح
دراکن: اوه
باجی: نابودیم داداش
دراکن: کوشته میشیم...
باجی: خدا رحمتمون کنه
مایکی: هوم؟
کایا: سلااااامم
کیوکا: مشتاق دیداااارررر
اون دوتا بخ بخ های آینده یک قدم عقب میرن
کایا: عقب نرین بی فانوصااااااااااااااا
به هزار بدبختی از دست مایکی در میره
مایکی: هوییییییی
کایا میپره رو کول دراکن و پاهاش رو دور شکمش حلقه میکنه و گوشاش رو میگیره و میکشه و عربده میزنه
کایا: چرا نگفته بودی مافیا شدیییییییییییییی؟؟؟؟؟؟؟ چرا زنگ نزدی بهممممممممممممم؟؟؟؟؟؟ میدونی چقد نگران بودم الاغغغغغغغغغغغغغغغغ؟؟؟؟؟؟؟؟
اومد پایین و زد زیر گریه...🗿
کایا: فک کردم مردیییی!!!! چرا هیچ خبری از خودت بهم ندادییییی!!!!!
رسما پشمای نداشته همه ریخته بود
دراکن آه کشید و آروم بغلش کرد
سرش رو نوازش کرد: ببخشید ببخشید. متاسفم واقعا. گریه نکن. بعد این همه سال نمیخوام اولین چیزی که میبینم گریه ت باشه
کایا: اما توی نامردددد نمیتونستی یه خبر از خودت بدییییی؟؟؟
دراکن: ببخشید نتونستم
کیوکا اون طرف هنوز درگیر کاکوچو عه
کیوکا: باجی پدصگ میکشمتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت من مث کایا عر نمیزنم براتتتتتتتتتتتتت کتک میزنممممممممممممم
باجی: دراکن بهت حسودیم میشههههههههههه
همه بونتن با نگاه وادفاک نگاه میکنن...
پاه چین تازه ویندوزش بالا میاد
پاه چین: دراکننننننن!!!!! به اما خیانت میکنییییییی؟؟؟؟؟؟
دراکن دستمال توالت از ناکجاآباد درمیاره و پرتاب میکنه سمت پاه
دراکن: ببند دهنووووووو خواهرمه احمققققققققققق
............
.....
کل بونتن: &_&
مایکی: خواهر؟؟؟؟؟
کوکو: تو؟؟
پاه: چیشد؟؟؟
په یان: داستان جالب شد
کازو: داستان باطل شد...
چیفویو: خواهر دراکن سان؟
تاکه: دراکن کون خواهر داشت؟؟؟
ایزانا: دراکن خواهر داشت؟؟
سانزو: نمیدونم...
میتسویا: واستا واستا... پس این دختره... کایا چانه؟
دراکن: آره
کایا که همچنان عر میزنه
کیوکا: خب تو هم دهنتو ببند دیگه
کایا: ببند الاغغغ نمیخوامممممممممممممم
باجی: وای شما دوتا اینجا چیکار میکنین؟؟
کیوکا: اومدم سر قبرت. خب الاغ برگشتیم خیر سرموننننننننن
کازو: واستا نگو که این دختره هم...
باجی: خواهر شاسکول منه
کیوکا: بیشعوری هنوز چقد
باجی: %_%
~~~~~
بسه دیگه
حال ندارم استیکر بزارم...
بای بای
#انیمه
#توکیو_ریونجرز
#مایکی
#کسخلان_گروگان
؟؟؟: هوی مایکیییییییییییییی کدوم گوری ایییییییییییییی؟؟؟؟؟؟ منو فرستادی برات دورایاکی بگیرم خودت کجا غیبت زددددددددددددد؟؟؟؟؟؟؟
؟؟؟/؟؟؟: انقد عربده نکشین میخوایم بخوابیمممممممممممممممم
.........
....
سکوت حکومت میکند...
دراکن و میتسویا توی چهارچوب در ایستاده و به صحنه رو به رو خیره شدن...
باجی و پاه چین هم خوابالو از یکی از اتاقا زدن بیرون و با صحنه مواجه شدن...
کیوکا درحال گاز گرفتن کاکوچو تا ولش کنه
کایا درحال دست و پا زدن
(تبعیض نیست دوزتان... کایا رو مایکی کراشع...)
دراکن: #_#
باجی: &_&
میتسویا: %_%
پاه چین: @_@
مایکی: *_*
کایا: §_§
کیوکا: ...(نمیتونه کاری کنه وقتی داره گاز میگیره...)
کاکوچو: دستمممممممممممم
دخترا هم دارن از صحنه لذت میبرن
هینا: اوه اوه
اما: برادران قهرمان وارد میشوند
کیوکا کاکوچو رو ول میکنه
کایا هم آروم میشه
و بسی لبخند ملیححححححححح
دراکن: اوه
باجی: نابودیم داداش
دراکن: کوشته میشیم...
باجی: خدا رحمتمون کنه
مایکی: هوم؟
کایا: سلااااامم
کیوکا: مشتاق دیداااارررر
اون دوتا بخ بخ های آینده یک قدم عقب میرن
کایا: عقب نرین بی فانوصااااااااااااااا
به هزار بدبختی از دست مایکی در میره
مایکی: هوییییییی
کایا میپره رو کول دراکن و پاهاش رو دور شکمش حلقه میکنه و گوشاش رو میگیره و میکشه و عربده میزنه
کایا: چرا نگفته بودی مافیا شدیییییییییییییی؟؟؟؟؟؟؟ چرا زنگ نزدی بهممممممممممممم؟؟؟؟؟؟ میدونی چقد نگران بودم الاغغغغغغغغغغغغغغغغ؟؟؟؟؟؟؟؟
اومد پایین و زد زیر گریه...🗿
کایا: فک کردم مردیییی!!!! چرا هیچ خبری از خودت بهم ندادییییی!!!!!
رسما پشمای نداشته همه ریخته بود
دراکن آه کشید و آروم بغلش کرد
سرش رو نوازش کرد: ببخشید ببخشید. متاسفم واقعا. گریه نکن. بعد این همه سال نمیخوام اولین چیزی که میبینم گریه ت باشه
کایا: اما توی نامردددد نمیتونستی یه خبر از خودت بدییییی؟؟؟
دراکن: ببخشید نتونستم
کیوکا اون طرف هنوز درگیر کاکوچو عه
کیوکا: باجی پدصگ میکشمتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت من مث کایا عر نمیزنم براتتتتتتتتتتتتت کتک میزنممممممممممممم
باجی: دراکن بهت حسودیم میشههههههههههه
همه بونتن با نگاه وادفاک نگاه میکنن...
پاه چین تازه ویندوزش بالا میاد
پاه چین: دراکننننننن!!!!! به اما خیانت میکنییییییی؟؟؟؟؟؟
دراکن دستمال توالت از ناکجاآباد درمیاره و پرتاب میکنه سمت پاه
دراکن: ببند دهنووووووو خواهرمه احمققققققققققق
............
.....
کل بونتن: &_&
مایکی: خواهر؟؟؟؟؟
کوکو: تو؟؟
پاه: چیشد؟؟؟
په یان: داستان جالب شد
کازو: داستان باطل شد...
چیفویو: خواهر دراکن سان؟
تاکه: دراکن کون خواهر داشت؟؟؟
ایزانا: دراکن خواهر داشت؟؟
سانزو: نمیدونم...
میتسویا: واستا واستا... پس این دختره... کایا چانه؟
دراکن: آره
کایا که همچنان عر میزنه
کیوکا: خب تو هم دهنتو ببند دیگه
کایا: ببند الاغغغ نمیخوامممممممممممممم
باجی: وای شما دوتا اینجا چیکار میکنین؟؟
کیوکا: اومدم سر قبرت. خب الاغ برگشتیم خیر سرموننننننننن
کازو: واستا نگو که این دختره هم...
باجی: خواهر شاسکول منه
کیوکا: بیشعوری هنوز چقد
باجی: %_%
~~~~~
بسه دیگه
حال ندارم استیکر بزارم...
بای بای
#انیمه
#توکیو_ریونجرز
#مایکی
#کسخلان_گروگان
- ۲۶.۱k
- ۱۴ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط