مهمه لیدی هام...

درودی دوباره
توضیحات اخرای فصل اول
من تا جایی پارت گذاشتم که نشون داد اسم اتلیدا سوهی هستش
ولی این درست نیست
اگه دقت کرده باشید یک تیکه جونگکوک و یونگی رفتن یک پشت درباره یک موضوعی حرف زدن
اون موضوع درباره این بود که نقش بازی کنن که اتیلدا باور کنه که اسم اصلیش سوهی هستش تا حافظش برنگرده واگرنه تو خطر میوفته اونا صلاحیت اتیلدا یا همون سوهی میخواستن حالا چرا سوهی در فصل بعد میفهمید سوهی یک از کسانی بود که در اتاق ۱۳ بوده
بعدش به مرور دختری پیدا میشه توی همون اتاقک شماره ۱۳ که تمام اتفاق های در انجا شروع شده رو به رو شدند که همون سوهی هستش
بعدش جونگکوک و یونگی، سونگهو سعی میکردن که اتیلدا نره سمت دختره واگرنه همیچیو میفهمه
اینجارو داریم که اتیلدا میفهمه که جونگکوک و یونگی سونگهو کاری کردن که اتیلدا فک کنه سوهی هست یکم از دست جونگکوک دلخور میشه ولی همچی معلوم میشه اتلیدا متوجه میشه اسم اصلیش آرا هست کم کم همچی براش واضح میشه
و راز اصلیمون این بود که چه کسی در گذشته همه ی این کار هارو کرده و کتاب دست کی بوده گذاشته

اینجا وقتی دختره اصلی سوهی تصمیم میگیره بره همچیو به آرا بگه پیداش میشه و بعد حرف زدن با اتیلدا یا همون آرا یکدفعه پدرش میفهمه و اونارو پیدا میکنه..
کسی که کتاب رو گذاشته بود و پنج سال پیش تمام این اتفاق رو شروع کرد پدر سوهی بوده!
خلاصه دستگیرش میکنن میبرنش زندان سوهی دوباره غیب میشه..
و در اخرین پارت
یونگی کتاب دوم رو در دست داشته و به آرا نشون میده
آرا فک میکنه یونگی داره خیانت میکنه ولی یونگی گفت پنج سال پیش که داشتی از دست دشمن های مامانت که هدفشون تو بودی فرار میکردی یک کتاب در دست داشتی که دادیش به من بهم اعتماد کردی منم تا الان کتاب نگه داشتم این راز من بود..
آرا متوحه میشه که پس اینجا هنوز ماجرا تموم نشده باید دنبال نفر دوم باشن..
و فصل دوم شروع میشه..
آیا بعد اتفاق هایی که افتاد و ارا راز هارو فهمید در خطر هستش؟
:::
فصل دوم؛ جایی که پایانِ یک راز، آغازِ کابوسی بزرگتر است..

فکر میکردند همه‌ چیز تمام شده است...
پرونده بسته شد
مجرم پیدا شد
رازها یکی‌ یکی فاش شدند
اما...
اگر همه‌ چیز تمام شده، پس چرا هنوز سایه‌ای در تاریکی قدم می‌ زند؟
چرا هر جواب سوال تازه‌ ای به وجود می‌ آورد؟
و مهم‌ تر از همه...
اگر حقیقتی که به آن باور داشتید، فقط یک دروغ بزرگ باشد چه؟
دفترچه‌ ای که نباید پیدا میشد...
عکسی که نباید وجود میداشت...
و گذشته‌ ای که حاضر نیست دفن شود...
این بار، آرا و جونگکوک فقط دنبال حقیقت نیستند
آنها باید قبل از اینکه حقیقت خودشان را نابود کند زنده بمانند
بعضی رازها... نباید کشف شوند
...
راستیی بنر فصل دو به این تغییر میکنهه نظرتوننن!! چطورههه من خودم خیلی دوستش دارم اوفف سیلقه ی سومی ی نازم رو میپرستم🛐🛐💖
دیگه باییی..
دیدگاه ها (۱۲)

.....پارت هجدهم.....

......پارت بیست و دوم.......

ᴘᴀʀᴛ ۳۶ | یه تصمیم برای آیندهچند هفته گذشت...آرا روزبه‌روز ب...

#𝙁𝙞𝙫𝙚.𝙮𝙚𝙖𝙧𝙨.𝙤𝙛.𝙨𝙞𝙡𝙚𝙣𝙘𝙚 𝗽𝗮𝗿𝘁 27{عقب بمون} دستش را روی دیوار گ...

پارت ۳۴ — «اولین قدم»سوهی چند روز هیچ کاری نکرد.نه با یورا ح...

وقتی برای اولین بار میزننمون. #اد__jennie🎀#سناریو🐺 بنگ‌چانوس...

پارت ۸کوک: من عاشقتم بشررررر(چقدر...عیووو😂🤣)و همو بغل کردیم....

پارت ۳ ویو ا.ت یونگی چند لحظه چشماش رو بست و نفس عمیقی کشید ...

پارت سوم《دلم برات تنگ شده مامانی》《Custom kiss》              ...

معرفی نامه::اسم فیک:طبقه ۱۲شخصیت های اصلی:جئون جونگ‌کوک کیم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط