ظاهراً یک روز صبح هنگام خوردن صبحانه رفتار عجیب و بی‌قرار

ظاهراً یک روز صبح هنگام خوردن صبحانه رفتار عجیب و بی‌قراری داشت. گویی چیزی را گم کرده است. پس از اتمام صبحانه، پشت پیانو نشست و نیم‌ساعت پیانو نواخت. سپس برای مطالعه به اتاق خود رفت. نزدیک به دو هفته مشغول مطالعه بود و زمانی که از اتاق خارج شد، نظریه نسبیت را بر روی دو ورق کاغذ نوشته بود.

در اولین دیدار، این دو نابغه که هر دو کراوات سیاه بر تن داشتند، وارد سالن نمایش فیلم شدند. دیگر حضار برایشان دست زدند و گفته می‌شود این مکالمه میان آنها ردوبدل شد:

انیشتین: «بیش از هر چیز جهانی‌بودن هنر تو را ستایش می‌کنم. در فیلم‌هایت یک کلمه هم نمی‌گویی با این‌ حال تمام دنیا حرف تو را می‌فهمند.»

چاپلین: «درست است اما شهرتِ تو بیشتر است... کل دنیا تو را ستایش می‌کند؛ در حالی‌ که هیچکس نظریه تو را نمی‌فهمد.»

گرچه قرار بود نمایش فیلم مرکز اصلی توجه باشد اما این دو نابغه موضوع اصلی بحث رسانه‌ها و مهمان‌ها شدند. زندگینامه‌نویس انیشتین ورود مشترک آنها را «یکی از به‌یادماندنی‌ترین صحنه‌ها در هالیوود» توصیف کرد.

بسیاری تصور کردند انیشتین و همسرش به‌ عنوان مهمانان عادی دعوت‌شده‌اند اما چاپلین آنها را به‌عنوان دوستان نزدیکش دعوت کرده
دیدگاه ها (۰)

ماکت کمان پولادی

قسمت ۵ چند روز بعد، مراسم ازدواج توی یه سالن مجلل و خیلی شلو...

یک یهودی مجوز مهاجرت ازروسیه به اسراییل را کسب کردهنگام خروج...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷④ريشه تمام اندوه‌ها؛ توقع داشتن ...

خسف | قصه سی و یکم: مأمون (بخش دوم)

خَسف | قصه بیست و نهم: ابوحنیفه و مالک (بخش اول)شاگردانی که ...

‌سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت ۴مرحله نهایی، بسیار...

Life Note

⭕️ مصوبات یک جلسه مهم!🔻جلسه سران قوا به میزبانی مسعود پزشکیا...

سناریو تایجو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط