{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عــــــــــشــــــق:

عــــــــــشــــــق:
َََََِِِِِِِِِِ
ساکتــــــم ...
ساکــــت!!!
امــــا پــُـرم از حرفــہـاے تلـــخ ...
پُـــر از رمـز و راز ...
و امروز پس از سالـہـا احـسـاس مے کنم فـہـمیـدم ...!
فـہـمیـدم وقتے کســے حرفـہـایت را نمے فـہـمد ...
بایــــــد در سکـــــــــــوت آرام و بےصدا سوخـــت !!!
بایـــــــد رهـــا کرد...
بایـــــــد رفـت..
دیدگاه ها (۱)

خدایا…صبر را به دلم هدیه کن،که حتی وقتی کسی مرا نمی‌فهمد، یا...

رها🍂 نه می توانم آرام بمانمنه می توانم فریاد بزنمنه می توانم...

خونه‌ی سه شیطونپارت ۲ — عملیات پس گرفتن وای‌فایجونگکوک پنج د...

𝓈𝓂𝒾ℓℯPart "6۴"☆ویو هانا☆چند دقیقه گذشت.دیگه گریه نمی‌کردم، ا...

رها🍂 گاهی که فکر می کنم چشمانم بی اختیار پر از اشک می شودبا ...

هوا رو به تاریکی می‌رفت و حیاط مدرسه تقریباً خالی شده بود. ت...

فصل دومپارت بیست و چهارم | راز ایزابلاصبح روز بعد...جنگکوک ا...

عاشقانه های شبنم

زیر باران، زن فرو می‌ریزد‌‌.‌.‌. نه فقط از خیس شدن، بلکه از ...

«مهمان ناخوانده»بارون شدیدی می‌بارید و خیابون‌های شهر تقریبا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط