گفتم که عمر ماه صفر رو به آخر است / دیدم شروع محشر کبرای

گفتم که عمر ماه صفر رو به آخر است / دیدم شروع محشر کبرای دیگر است
گردون شده سیاه و فضا پر زدود و آه / تاریک تر ز عرصه تاریک محشر است . .
دیدگاه ها (۱)

هر زمان شوری دگر دارم ز توهر نفس دل خسته‌تر دارم ز توبر بساط...

شــبانه های بی تو را، همیشه آه میکشمبه من نگو غزل غزل، چـرا ...

گزارش تصویری از محفل صمیمی «سورۀ سرو»#غزل از آن زمان که نگاه...

رمان

آی زن!در سرانگشتانت چه می‌گذشتآن هنگام که قالیِ جان مرا می‌ب...

عشق پنهان در جادویی تاریک پارت ۲پرتش کردم سمت هیولا و رفتم س...

پارت سوم (پارت آخر. وفصل آخر)────۶ৎ────_چرا بهم اینجوری زل ز...

زمان با کسی که دوسش داری زود میگذره…چقدر نام تو زیباست اباعب...

حکایت آسایشگاه در خیابون یه مرد میانسالی جلومو گرفت , گفتآقا...

***### 🖤 **رمان: ازدواج اجباری با یک مافیا**### **پارت ۱۱:به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط