پارت سوم (پارت آخر. وفصل آخر)
پارت سوم (پارت آخر. وفصل آخر)
────۶ৎ────
_چرا بهم اینجوری زل زدی ؟
+حتما باید بدونی؟
_ خب.....ندونم؟
+نبایدم بدونی🔥
نامجون کارینا رو بلند کرد و روی تخت گذاشت و لباس های خودش و کارینا رو در آورد و نامجون با ملایمت شروع به نشان گذاری کرد ک/ـــیس مارکای درد دار و بنفش میذاشت و بعد شروع به ب/وسیدن لبای گرمش کرد و بعد از او جدا شد و ب/دن لرزان کارینا رو گرفت و تن گرمش چسبوند و آروم تو گوشش با صدایی که از عشق و تملک و مالکانه پر شده بود نجوا کرد :
+ امشب دیگه به هیچی فکر نکن جز من فقط. اسم منو تو ذهنت حک کن
و بعد نوک دیک/ـــش رو به وا/ژ.ن کارینا زد و آروم حج/مش رو محکم و/.آرد کرد درد کل وجود کارینا رو گرفت و شروع به حق حق کرد
_اییییییی نامجوننننن آروم تر
+ به لذت میرسی نگران نباش
و بعد نامجون شروع به تل/م.به کرد حرکتش سریع بود و کارینا سرشو به عقب متمایل کرد و از سر لذت چشماشو بست
و بعد نامجون ازش در آورد و کارینا نمیتونست راه بره و بعد فهمید حاملست (ازدواج هم کردنا.فرض کنین)
و چند ماه بعد صاحب ۲ فرزند شدن و اونا به خوبی و خوشی زندگی کردن 🛐
دوست داشتین ؟
فصل دو رو کی بنویسم عشقا؟
منتظر لایکای قشنگتون هستم 🩷✨
مرسی که فاــــلوم میکنی عزیزم تا ویدیو بعدی خدافظ
#سناریو_نامجون
@rkiveeeenamjoon
────۶ৎ────
_چرا بهم اینجوری زل زدی ؟
+حتما باید بدونی؟
_ خب.....ندونم؟
+نبایدم بدونی🔥
نامجون کارینا رو بلند کرد و روی تخت گذاشت و لباس های خودش و کارینا رو در آورد و نامجون با ملایمت شروع به نشان گذاری کرد ک/ـــیس مارکای درد دار و بنفش میذاشت و بعد شروع به ب/وسیدن لبای گرمش کرد و بعد از او جدا شد و ب/دن لرزان کارینا رو گرفت و تن گرمش چسبوند و آروم تو گوشش با صدایی که از عشق و تملک و مالکانه پر شده بود نجوا کرد :
+ امشب دیگه به هیچی فکر نکن جز من فقط. اسم منو تو ذهنت حک کن
و بعد نوک دیک/ـــش رو به وا/ژ.ن کارینا زد و آروم حج/مش رو محکم و/.آرد کرد درد کل وجود کارینا رو گرفت و شروع به حق حق کرد
_اییییییی نامجوننننن آروم تر
+ به لذت میرسی نگران نباش
و بعد نامجون شروع به تل/م.به کرد حرکتش سریع بود و کارینا سرشو به عقب متمایل کرد و از سر لذت چشماشو بست
و بعد نامجون ازش در آورد و کارینا نمیتونست راه بره و بعد فهمید حاملست (ازدواج هم کردنا.فرض کنین)
و چند ماه بعد صاحب ۲ فرزند شدن و اونا به خوبی و خوشی زندگی کردن 🛐
دوست داشتین ؟
فصل دو رو کی بنویسم عشقا؟
منتظر لایکای قشنگتون هستم 🩷✨
مرسی که فاــــلوم میکنی عزیزم تا ویدیو بعدی خدافظ
#سناریو_نامجون
@rkiveeeenamjoon
- ۷۸
- ۲۹ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط