{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

My Boy❄

«پارت1»
ویو ا.ت
با صدای خنده های بلند بلندی بیدار شدم و چشمام رو که باز کدم دیدم جیهو و مامانم بالاسرم واستادن و میخندن تا به خودم اومدم دیدم اب ها داره میریزه رو صورتم و بلند شدم که تمام لباسم خیس شده بود😑
ا.ت: جیهووووووو..... میکشمتتتتتتتت
م.ت(مامان ا.ت):خنده"خب بچه سه ساعته صدات میزنه دانشگات دیر شد..............
ا. ت: خب نباید که یک دفعه اب بریزین روم.... الان چیکارررررر کنم اخه از دست تو جیهو
جیهو: تقصیر از خودته به منچه حاضر شو دانشگاه یک ساعت دیگه کلاسمون شروع میشه خانم
ا. ت: اوکی شما دونفر تشریف ببرین بیرون بنده هم حاضر میشم😒
جیهو: تهیونگ پیامک داده بیرون منتظرته من با جونگ کوک میرم بای بای

خلاصه من هم رفتم دوش گرفتم ضد افتاب و یک بالم زدم موهامو گوجه ای بستم و شلوار سیاه و یک تیشرت طوسی جذب که با نگین هاش بدن معلوم اصلا نمیشد از بس برق میزنه و کفش اسپورت سفید و سیاهم با کوله پشتی سیاهم رو پوشیدم و عطری که تهیونگ پارسال برای تولدم گرفته رو زدم و رفتم پایین که دیدم تهیونگ تو ماشین با تیشرت گشاد سفید و شلوار کارگو لی پوشیده و موهاش عادی مثل همیشه بود سوار ماشین شدم و محکمممممم بغلش کردم و گفتم
ا. ت: سلام عیشگَمممممم🥹چطوری
ته: مرسی تو چطوری بیب
ا. ت:خوبم زود بریم دیر میشه
رفتیم دانشگاه که سوهو رو دوباره دیدم😒






لطفاااااا حمایت کنید🥹پلیزززززز
دیدگاه ها (۰)

رمان هکر کوچولوی من پارت ششم

True Love③⑥تهیونگنه ا/ت نه نه این یه کابوسه یه کابوس ا/ت ی م...

《برادره ناتنیم》(پارت ۷)ویو ا/تاون مین جو بود کهمین جو: اووو ...

《برادره ناتنیم》(پارت ۵)ویو ا/تمن همون جا خشکم زده بود که افت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط