{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاقبت لب های تو سهم لبانم می شود

عاقبت لب های تو سهم لبانم می شود
صورتت ماه قشنگ آسمانم می شود

عاقبت عشق تو در جان و دلم جا می شود
بعد از آن عشق تو تندیس جهانم می شود

در دعاخوانی درون مسجد چشمان تو
ناله های گاه و بی گاهت اذانم می شود

گرمی آغوش تو تنها پناه امن عشق
پاتوق تنهایی فصل خزانم می شود

عاقبت در جنگ بین عقل سرد و عشق گرم
چشم گیرای تو تنها قهرمانم می شود

می رسد آخر همان روزی که بر لب های من
نام تو در هر زمان ورد زبانم می شود

سرخی لب های تو روی رخم رد می زند
حال من در آن زمان چون و چنانم می شود

وه ... چه می چسبد من و تنهایی و آغوش تو
حس زیبای هم آغوشی ...؟؟؟ گمانم می شود
دیدگاه ها (۲)

پارت دوم روزها می‌گذشت و اضطراب، مثل ماری دور قلبم می‌پیچید....

«دیروز، دوباره عاشقت شدم. آن‌قدر زیبا بودی که بارها خواستم ب...

The Joke That Broke Us

Covenant of Blood and Silk

p38

سناریو جونگکوک

عنوان فصل اول: سایه‌های طلایی در قلب سئولخورشیدِ سئول، آرام‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط