عاقبت عشق تو در جان و دلم جا می شود

عاقبت عشق تو در جان و دلم جا می شود
بعد از آن عشق تو تندیس جهانم می شود

در دعاخوانی درون مسجد چشمان تو
ناله های گاه و بی گاهت اذانم می شود

گرمی آغوش تو تنها پناه امن عشق
پاتوق تنهایی فصل خزانم می شود

عاقبت در جنگ بین عقل سرد و عشق گرم
چشم گیرای تو تنها قهرمانم می شود

می رسد آخر همان روزی که بر لب های من
نام تو در هر زمان ورد زبانم می شود

سرخی لب های تو روی رخم رد می زند
حال من در آن زمان چون و چنانم می شود

وه چه می چسبد من وتنهایی و آغوش تو
حس زیبای هم آغوشی .؟ گمانم می شود
دیدگاه ها (۲)

«دیروز، دوباره عاشقت شدم. آن‌قدر زیبا بودی که بارها خواستم ب...

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:17گاهی عشق مانند چاقویی می ماند که با گ...

روحِ من زيباترين بود، تو در آن رنج کاشتی.🥀#دلانه​اعتماد در ی...

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

✨✨عشق را به ما اشتباه فهماندند...هیچ کس به ما نگفت؛عشق دور ب...

p38

007-پنهان در مه - پارت ۱۰۱

آن‌ها دوباره شروع به حرف زدن کردند، اما این بار یاد گرفتند ک...

عکس ملکه خوب ها.خواهش کپی ممنوع

«سوگند عشق»²:partسه روز از آن شب گذشته بود.یوکوهاما دوباره ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط