{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاقبت لب های تو سهم لبانم می شود...

عاقبت لب های تو سهم لبانم می شود...
صورتت ماه قشنگ آسمانم می شود...

عاقبت عشق تو در جان و دلم جا می شود...
بعد از آن عشق تو تندیس جهانم می شود...

در دعاخوانی درون مسجد چشمان تو...
ناله های گاه و بی گاهت اذانم می شود...

گرمی آغوش تو تنها پناه امن عشق...
پاتوق تنهایی فصل خزانم می شود...

عاقبت در جنگ بین عقل سرد و عشق گرم...
چشم گیرای تو تنها قهرمانم می شود...

می رسد آخر همان روزی که بر لب های من...
نام تو در هر زمان ورد زبانم می شود...

سرخی لب های تو روی رخم رد می زند...
حال من در آن زمان چون و چنانم می شود...

وه چه می چسبد من و تنهایی و آغوش تو...
حس زیبای هم آغوشی گمانم می شود
دیدگاه ها (۲)

پارت دوم روزها می‌گذشت و اضطراب، مثل ماری دور قلبم می‌پیچید....

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

قبل از این که ایزوکو بخواهد حرفش را ادامه دهد باکوگو آغوش گر...

✦ اولین گناه ✦فصل بیستم: چیزی که نمی‌فهمیدم---بیدار شدم. و ا...

نام رمان: سایه‌ی نقره‌ایباران شدیدی به شیشه‌های عمارتِ سنگی ...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

The Joke That Broke Us

when silence bwcwme a scram p37

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط