{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

...

...
آنکه شاعر آفریدم بعد از آن دیوانه کرد
چشم هایت را شراب و جان من پیمانه کرد

پیله ی مِهری تنید از کام من تا دام تو
سوخت جان عاشقم را تا ز دل پروانه کرد

آینه در آینه تصویر شد احساس ما
شیشه و سنگ آشنا بود و کسی بیگانه کرد

در هزار و یک شب چشمان تو افسانه ایست
می توان با قصه اش بغداد را ویرانه کرد

#علی_نیاکوئی_لنگرودی
#گل
#ایران_زیبا
#شب_بهاری در "بوستان بهار شیراز" منطقه ۷ تهران(امشب ۱۴۰۴/۱/۳)
#آفریده #پیمانه #کام #دام #سوخت #عاشق #دل #پروانه #آینه #تصویر #احساس #شیشه #سنگ #آشنا #بیگانه #چشمان #افسانه #قصه #ویرانه #بوستان_بهار_شیراز #تهران #بهار #فروردین
#flowers
#flower
#tehran_iran
دیدگاه ها (۰)

عاشقانه های شبنم

"پر شدن خالی شدن این عادت پیمانه هاست !حلقه گوش بنده کردن عا...

در آتش سوختی و ساختی افسانه‌ای دیگرمیان شعله‌ای دیگر، شدی پر...

پیش ما سوختگان  مسجد و میخانه یکیستحرم و دیر یکی ، سبحه  و پ...

فرض_کن آتش به فرمانِ پرِ پروانه باشدپاسبان‌ها مِی فروش و پاد...

پیش ما سوختگان، مسجد و میخانه یکیستحرم و دیر یکی، سبحه و پیم...

پیش ما سوختگان، مسجد و میخانه یکیستحرم و دیر یکی، سبحه و پیم...

'پیش ما سوختگان مسجد و میخانه یکـیستحـرم و دیـر یکی، سـبحه و...

شمعی فروخت چهره که پروانه تو بودعقلی درید پرده که دیوانه تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط