P9🐣

P9🐣






میا«با سنگینی روی پلکام از خواب بیدار شدم دیدم تو بغل داداشم با یادآوری کاری که چند ساعت پیش کردم از خجالت سرخ شدم من چرا اینکارو کردم آخه اه گوشیم برداشتم که دیدم ساعت هشت شبه میخواستم بلند شم که دیدم داداش صدام زد






-میا
&بیدار شدین؟
-اوم...ساعت چنده
&هشت
-چقدر خوابیدم
&اوم... ببخشید تقصیر من شد اصلا نمیدونم چرا اون کارو کردم
-وا تو کاری نکردی که چرا عذر خواهی میکنی
& منظورم اینه که گفتم بمونین
-خوب چی میشه مگه
&هیچی فقط...
-ول کن میا خودتو ناراحت نکن من خودمم خوابم میومد
&باشه
-خوبی؟
&اوم
-اخه بیحال بنظر میرسی
&سرم داره میترکه
-اخی چرا؟
&نمیدونم
-بیا بریخ پایین بهت قرص بدم
&باشه{بلند میشه و میره پایین}
-وایسا بیینم کجا گذاشتمش آهان بیا
&مرسی{گرفت و خورد}
-بیا بشین رنگت پریده{نگران}
&خوبم طوریم نیست فکر کنم ضعف کردم
-وایسا یه چیزی برات بیارم
&داداش آروم باش من خوبم بابا
-بیا یکم از این بخور
&مرسی
-بهتری
& اره
-سر دردت بهتر شد؟
&نه
-چرا
&نمیدونم کلا بیحالم
-میخوای قهوه بیارم؟
&اوم بی زحمت
-باشه






ادامه دارد...
دیدگاه ها (۳۰)

وقتی استادت بودP:1ویو ا.ت:صبح بیدار شدم دیدم بوی قهوه میاد س...

رمان آیدل پارت ۴ فلش بک به صبح: با صدای مامانم که داشت سرم د...

سیلام بیبی های من 😍🎀 چطورین ؟🧸 بریم برای پارت گذاری ؟😎بزن بر...

پری کوچولوی منپارت۶کوک: چ...چی چی میگی ته ته بلند شو نمیخوام...

part 68صبح//نامجون اولین کسی بود که بیدار شد بعد از اونم یون...

#عشق در نگاه او part 4ویو سالی رفتم رو تخت دراز کشیدم همش دا...

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:5 میا:خو ا/تی من میرم دیگه مثله اینکه...

فیک تهیونگ

رمان عشق ممنوع

اورلورا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط