پری کوچولوی من
پری کوچولوی من
پارت۶
کوک: چ...چی چی میگی ته ته بلند شو نمیخوام اصلا. ترسیده اروم به سینه تهیونگ مشت میزد
ته: مگه نمیخواستی ببوسمت. خمار
کوک: نه نمیخوام. بغض ترسیده
ته: هی هی باشه بلند شد از روش. ببخشید من زیاده روی کردم بیا بغلم
کوک: ن..نمیخوام ب...برو بیرون. بغض
ته: هوففف باشه ببخشید. بلند شدم و رفتم بیرون اتاق و پشت در نشستم. هعییی زیاده روی کردم نباید اون کارو میکردم اصلا چرا اون کارو کردم هوففففف
کوک: یه چیز بد که من داشتم این بود که وقتی بغض میکردم تبدیل به خرگوش میشدم و الانم همین شدش و تبدیل به یه خرگوش کوچولو شدم و تو خودم پیچیدم هعییی از این عادتم بدم میاد
ویو سه ساعت بعد
ته: کوک هنوز از اتاق بیرون نیومده بود احتمالا باهام قهره
تو همین فکرا بودم که یه جسه ریز از پشت بغلم کرد
کوک: بعد اینکه به شکل اصلیم برگشتم کلی خودمو به خواطر اینکه ته ته رو بغل نکردم سرزنش کردم و تصمیم گرفتم برم از دلش در بیارم پس رفتم پایین که دیدم وایستاده کنار اوپن
پارت۶
کوک: چ...چی چی میگی ته ته بلند شو نمیخوام اصلا. ترسیده اروم به سینه تهیونگ مشت میزد
ته: مگه نمیخواستی ببوسمت. خمار
کوک: نه نمیخوام. بغض ترسیده
ته: هی هی باشه بلند شد از روش. ببخشید من زیاده روی کردم بیا بغلم
کوک: ن..نمیخوام ب...برو بیرون. بغض
ته: هوففف باشه ببخشید. بلند شدم و رفتم بیرون اتاق و پشت در نشستم. هعییی زیاده روی کردم نباید اون کارو میکردم اصلا چرا اون کارو کردم هوففففف
کوک: یه چیز بد که من داشتم این بود که وقتی بغض میکردم تبدیل به خرگوش میشدم و الانم همین شدش و تبدیل به یه خرگوش کوچولو شدم و تو خودم پیچیدم هعییی از این عادتم بدم میاد
ویو سه ساعت بعد
ته: کوک هنوز از اتاق بیرون نیومده بود احتمالا باهام قهره
تو همین فکرا بودم که یه جسه ریز از پشت بغلم کرد
کوک: بعد اینکه به شکل اصلیم برگشتم کلی خودمو به خواطر اینکه ته ته رو بغل نکردم سرزنش کردم و تصمیم گرفتم برم از دلش در بیارم پس رفتم پایین که دیدم وایستاده کنار اوپن
- ۹۴
- ۱۵ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط