مےبرم برحالِ زوار پیاده سخٺ رشـڪ

مےبرم برحالِ زوار پیاده سخٺ رشـڪ
روضہ مےخوانم براےدِلبَرم با سیلِ اشڪ

اِے رَفیقاݩ #اربعیݩ_ڪرببلا روزے شود
وَعده‌گاهِ ما اذاݩِ ظهر، در میداݩِ مشڪ

#اللهم_الرزقنا_اربعیݩ_ڪربلا
دیدگاه ها (۱)

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش پایانی)

خسف | ویژهنامه: دویست شب

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 81به مناسبت ۷۰۰ تایی...

چند پارتیپارت۳ا.ت به سرعت درِ شیشه‌ایِ سوپرمارکت را قفل کرد ...

خسف | قصه سی و یکم: مأمون (بخش دوم)

ای که با پای پیاده میروی سوی حرممن دلم پر میزنه اینجا به عشق...

روزی سه وعده جای غذا غبطه میخورم...هرشب به حال اهل بکا غبطه ...

#حکایت ميخشو بكوب سر زبون منيه روزي يكي پياده از شهر به ده م...

میخشو بکوب سر زبون من یه روزی یکی پیاده از شهر به ده می رفت ...

مقام روضه خوانیمرحوم شیخ رمضان علی قوچانی از علمای معروف و ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط