زومان قطر قرمز (پارت 7)

از زبان سونیک💙

صبح شد روی شدو بودم پاشدم و گونش رو بوسیدم لباسم رو پوشیدم و لباسش رو خیلی اروم تنش کردم که کسی بهمون شک نکنن فعلا نمیخوام کسی بدونه
سونیک:سلام
همگی :سلام
تیلز:برنامتون برای مدرسه ها چیه؟
سونیک:من میام مدرسه شما
تیلز:واقعا اینکه خیلی خوبه
ناکلز:اره ازش میشه برای تقلب استفاد کرد
شدو:سلام...... خفشوو
ناکلز :یه جور میزنم دیگه نتونی راه بری
شدو برگشت و نگاهش کرد که ناکلز ترسید و روش رو کرد اون ور و شدو زیر لب قر زد و رفت.......
ایمی:نمیری پیش مرغ عشقت
سونیک:چی نخیر من گفتم که چیزی بینمون نیست
تیلز:پنهان نکن ما که میدونیم
سونیک :نخیرم
عصبانی شدم و رفتم

از زبان شدو❤️

شدو:سونیک کجاست؟
روژ:مرغ عشقت ناراحت شد رفت
شدو:نخیرم من که گفتم چیزی بینمون نیست
روژ:من که دیدم
تا اومد بقیه حرفش رو بزنه
شدو:نه کجا رفت؟
ناکلز:نمیدونم
تیلز:به نظرم انقدر بهش نگین... من میگم برای اینکه.....
😍
دیدگاه ها (۰)

رومان قطره قرمز (پارت 8)

دردسر های سه روزه ( پارت ۵ ) وقتی سونیک بیدار شد دید روی تخت...

رومان عشق پنهانی (پارت7)

رومان قطره قرمز (پارت 3)

قلبی که دیگه برای دیگران نمیزنهپارت ۴از زبان شدوحرفایی که سو...

رومان قطره قرمز (پارت 5)

خبر خوش بلاخره یه پارت دادم بالاخره نوشتمممم😂❤️پارت...؟🔥عشق ...

توجه این پارت خلاصه کلی از داستان دلتنگ یک رفیق میباشد چون م...

رومان قطره قرمز (پارت 2)

پارت دوم رمان قبلی 💜پارت دوم شدو: وقتی رفتیم طبقه پایین ماما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط