پارت دوم رمان قبلی 💜پارت دوم
پارت دوم رمان قبلی 💜پارت دوم
شدو: وقتی رفتیم طبقه پایین مامان بابا بهمون گفتن مجبوریم به شهر اسباب کشی کنیم خیلی ناراحت شدم ولی به روی خودم نیاوردم و گفتم چه عالی
سونیک: وقتی شنیدم قراره به شهر اسباب کشی کنیم خیلی خوشحال شدم شدو هم گفت چهعالی ولی از نگاهش فهمیدم اصلاً خوشحال نیست بعد از صبحانه رفتیم توی اتاقمون شدو داشت بضور خودش رو کنترل میکرد که داد نزنه رفتم بغلش کردم و بهش غول دادم هر هفته باهم بیایم جنگل و بعد آروم شد
۱۰ روز بعد. از زبان امی: روز اول مدرسه بود باید زود برم وگرنه دیرم میشه راننده من رو رسوند و وقتی وارد کلاس
شدو و سونیک: وارد مدرسه شدیم دست هم رو گرفتیم و وارد کلاس شدیم و یجا نشستیم
راوی:معلمکلاس جا هارو مشخص میکنه و شدو و امی رو کنار هم مینشونه سونیک در نگاه اول عاشق امی میشه و به شدو هم میگه شدو برای سونیک خوشحال میشه ولی از درون نگران سونیک میشه چون میدونه خانواده ی امی خیلی پولدارن ولی خانواده ی خودشون معمولی هستن میترسه امی دل سونیک رو بشکنه بخواطر همین از امی متنفر میشه ولی جلو سونیک به روی خودش نمیاره
شدو: وقتی رفتیم طبقه پایین مامان بابا بهمون گفتن مجبوریم به شهر اسباب کشی کنیم خیلی ناراحت شدم ولی به روی خودم نیاوردم و گفتم چه عالی
سونیک: وقتی شنیدم قراره به شهر اسباب کشی کنیم خیلی خوشحال شدم شدو هم گفت چهعالی ولی از نگاهش فهمیدم اصلاً خوشحال نیست بعد از صبحانه رفتیم توی اتاقمون شدو داشت بضور خودش رو کنترل میکرد که داد نزنه رفتم بغلش کردم و بهش غول دادم هر هفته باهم بیایم جنگل و بعد آروم شد
۱۰ روز بعد. از زبان امی: روز اول مدرسه بود باید زود برم وگرنه دیرم میشه راننده من رو رسوند و وقتی وارد کلاس
شدو و سونیک: وارد مدرسه شدیم دست هم رو گرفتیم و وارد کلاس شدیم و یجا نشستیم
راوی:معلمکلاس جا هارو مشخص میکنه و شدو و امی رو کنار هم مینشونه سونیک در نگاه اول عاشق امی میشه و به شدو هم میگه شدو برای سونیک خوشحال میشه ولی از درون نگران سونیک میشه چون میدونه خانواده ی امی خیلی پولدارن ولی خانواده ی خودشون معمولی هستن میترسه امی دل سونیک رو بشکنه بخواطر همین از امی متنفر میشه ولی جلو سونیک به روی خودش نمیاره
- ۲۸۶
- ۰۹ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط