{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم یه خونه ی قدیمی میخواد ....یه حیاط بزرگ ...یه حوض فیر

دلم یه خونه ی قدیمی میخواد ....یه حیاط بزرگ ...یه حوض فیروزه ای با ماهیای قرمز ...یه باغچه ی باصفا پر از عطر یاس ...که دم غروب ابپاشی کنی حیاطو ...یه قالیچه پهن کنی ...بشینی و دل بدی به حرفای مادربزگ ...که شبا توی ایوون سرتو بذاری رو پاهای پدربزرگ و ...گوش بدی به غزل های حافظ و سمفونی جیرجیرکا ...دلم وضوی سر صبح با اب یخ حوض میخواد ...دلم تنگ شده واسه غذاهای مادربزرگ ...واسه رادیوی قدیمی بابابزرگ ...دلم خیلی تنگ شده واسه اون روزا ...خیلی …
دیدگاه ها (۶)

خب بریم برای پایان این سناریو الهه هام ✨ پدرش : راستش از این...

خنده ی ممنوعه.

وست دختر کوچولوی من پارت3ویو روز اول مدرسه م/جس: کی واسه روز...

عشقی حقیقی

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁴². 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮. تهیونگ محکم تر د...

part : 46chapter : 2نمیدونم ... شاید دنیای بعدی بتونیم کنار ...

پارت سوم: قفسِ آهنیکلاس هنوز آروم بود که یهو صدایِ باز شدنِ ...

True Love③④یک ساعت بعد تهیونگ: کجا بودی؟ ا/ت: بیرون دیدن یه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط