دلم هوای یه خونه با دیوارهای کوتاه وگلی میخواد
دلم هوای یه خونه با دیوارهای کوتاه وگلی میخواد
با پنجره های چوبی وگلهای شمعدونی که دورتا دور حوض نقش بستند.
دلم یه استکان چای مادربزرگ که همیشه تازه وخوش رنگ بود را میخواد.
اون روزها ؛باران زیباتر بود،وقتی میبارید
بوی دیوارگلی وخاکها مشامم را نوازش میداد.
اون روزها،رنگها خوشگلتر بودند،
رنگ قالی ها ورنگ تسبیح بابابزرگ که همیشه تو دستش بود جلب توجه میکرد.
اون روزا چه ذوقی و چه شوقی بود…
دلم یک خانه قدیمی با پنجره های چوبی وشیشه های رنگی میخواد
دلم یک صفاوشادی بی ریا میخواد.
با پنجره های چوبی وگلهای شمعدونی که دورتا دور حوض نقش بستند.
دلم یه استکان چای مادربزرگ که همیشه تازه وخوش رنگ بود را میخواد.
اون روزها ؛باران زیباتر بود،وقتی میبارید
بوی دیوارگلی وخاکها مشامم را نوازش میداد.
اون روزها،رنگها خوشگلتر بودند،
رنگ قالی ها ورنگ تسبیح بابابزرگ که همیشه تو دستش بود جلب توجه میکرد.
اون روزا چه ذوقی و چه شوقی بود…
دلم یک خانه قدیمی با پنجره های چوبی وشیشه های رنگی میخواد
دلم یک صفاوشادی بی ریا میخواد.
- ۱.۷k
- ۲۲ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط