{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در خیالات خودم در زیر بارانی که نیست...

در خیالات خودم در زیر بارانی که نیست...

میرسم با تو به خانه از خیابانی که نیست...

مینشینی رو به رویم خستگی در میکنی...

چای میریزم برایت توی فنجانی که نیست...

باز میخندی و میپرسی که حالت بهتر است...

باز میخندم که خیلی گرچه میدانی که نیست...

شعر میخوانم برایت واژه ها گل میکند...

یاس و مریم میگذارم توی گلدانی که نیست...

چشم میدوزم به چشمت میشود آیا کمی...

دستهایم را بگیری بین دستانی که نیست...

وقت رفتن میشود با بغض میگویم نرو...

پیش پایت اشک میریزم در ایوانی که نیست...

میروی و خانه لبریز از نبودت میشود...

باز تنها میشوم با یاد مهمانی که نیست...

رفته ای و بعد تو این کار هر روز من است...

باور اینکه نباشی کار آسانی که نیست...
دیدگاه ها (۱۳)

در خیالات خودم، در زیر بارانی که نیست میرسم با "تو" به خانه،...

در خیالات خودم در زیر بارانی که نیستمیرسم با تو به خانه،از خ...

در خیالات خودم،زیر بارانی که نیست،میرسم با تو به خانه در خیا...

در خیالات خودم در زیر بارانی که نیستمیرسم با تو به خانه از خ...

‍ در خیالات خودم در زیر بارانی که نیستمیرسم با تو به خانه، ا...

در خیالات خودم در زیر بارانی که نیست... میرسم با تو به خانه...

در خیالات خودمدر زیر بارانی که نیست...میرسم با تو به خانهاز ...

در خیالات خودمدر زیر بارانی که نیست...میرسم با تو به خانهاز ...

در خیالات خودمدر زیر بارانی که نیست...میرسم با تو به خانهاز ...

در خیالات خودمدر زیر بارانی که نیست...میرسم با تو به خانهاز ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط