یکی از فامیلامون میخواست ازدواج کنه به پسرِ گفته بود حق ط

یکی از فامیلامون میخواست ازدواج کنه به پسرِ گفته بود حق طلاق میخوام، اونم گفته بود باشه ولی تو، تو واتساپ یه گزینه بلاک دمِ دستته تو هر بحث ۲۰ بار بلاک آنبلاکم میکنی، یکم نباید از اینکه زود تصمیم میگیری نگران باشم؟
هیچی دیگه فامیلامونم از این حرفش ناراحت شد، بلاکش کرد، قضیه کنسل شد :)
دیدگاه ها (۰)

پارت دوم:رمان رویای عشق در بازی خبیثچشمامون رو باز کردیم دی...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

The unwanted roommate __________________________ویو پارک یور...

شب تولدم فصل 3پارت 8جونگ کوک: نچ ات: عا باز شروع شد کلی: خود...

★دستبند ما؟!...p⁴پدرم که از تعجب و عصبانیت هیچی نمیگفت، با د...

sinister mansion:پارت اول.

رفتار سرد

تک پارتی سینا ساعی وقتی

این فکرا داشت تو ذهنش پررنگ و پررنگ تر میشد تا جایی که یهو ق...

شب تولدم پارت 13جونگ کوک: روت حساسم پرنسسم نباید با اون لباس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط