«دیروز به مادرم زنگ زدم، بعد از مرگش تلفن ثابت خانه اش را

«دیروز به مادرم زنگ زدم، بعد از مرگش تلفن ثابت خانه اش را جمع نکردیم ....
نمی خواهم ارتباطمان قطع شود.
هر وقت دلم هوایش را میکند بهش زنگ میزنم ...
تلفنش بوق میزند....
بوق میزند...
بوق میزند...
وقتی جواب نمیدهد با خودم فکر میکنم یا برای خرید رفته بیرون یا خانه همسایه است....
الان چند سال میشود هر وقت دلم هوایش را میکند دوباره زنگ میزنم .
شماره " بیرون " را هم ندارم زنگ بزنم بگویم : "به مادرم بگید بیاد خونه اش دلم براش تنگ شده " !

دوست من اگر مادر تو هنوز خانه است و نرفته " بیرون " ....
امروز بهش زنگ بزن....
برو پیشش....
باهاش حرف بزن....
بگو که دوستش داری....
و گرنه وقتی بره "بیرون " خیلی باید دنبالش بگردی...
باور کنید "بیرون" شماره نداره... »

شادی روح مادران سفر کرده صلوات.🌹 🌹 🌾 🌾
دیدگاه ها (۳)

پرنسس ناخواسته

Do I love him, or do I hate him?p:⁵_استرس زیادی ازت میباره +...

𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆Part 31سه روز از دادگاه گذشته بوداِما کم ک...

Custom bride part : ۱۴

𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆 Part 4رینا تا چند ساعت بعد از رفتن نامادریش نتونس...

#ازدواج_اجباری P17فردا صبح ساعت ۹:۱۰ دقیقه م.ت: مطمئنی خوبی ...

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 22عمارت مینهو ـ ساعت ۱۱ شبلونا هنوز...

𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅 𝒕𝒐 𝒕𝒉𝒆 𝑼𝒏𝒘𝒂𝒏𝒕𝒆𝒅𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪽Part 13وقتی از تالار بیرون او...

قسمت ۶

رمان دختری که هیچکس انتخابش نمیکرد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط