Do I love him, or do I hate him?
Do I love him, or do I hate him?
p:⁵
_استرس زیادی ازت میباره
+زیاد تر از زیاد
رفتیم سر کلاس استاد اومد خدا خدا میکردم نمره کم نشده باشه نه بخاطر سر گروه شدن تو اردو چون اگه کم میشد فقط ابرورو ریزی نبود بلکه قرار بود واسه امتحان به 0 خیلی خوشگل بزاره استاد چند لحظه نگاهموکرد بعد با داد گفت
استاد:واستون متاسفم یعنی فقط 1 گروه نمره کامل گرفتن و بیقه زیر10!!
لیزا(دختر پیکیمی)خوب استاد اون گروه کی بود؟
استاد:بله سوال خوبیه گروه جینا و جونکوک نمره کامل
بعضیا دست زدن بعضیه ها با حسادت نگاه میکردن نگاه های سنگین جونکوک رو حس کردم
بهش نگاه کردم داشت لبخند میزد اوخدااا نه اصلا هم خوشگل نبود ایش
استاد درس رو تموم کرد و..
ویو جونکوک
وقتی اسممون رو گفت توی چشمای جینا یه ذوق
پنهون بود خیلی قشنگ ذوق میکردم اه ولش فهمیدم داره نگاهم میکنه و منم داشتم لبخند میزنم چیی؟سریع نگاهشو دزدید استاد درس رو تموم کرد که زنگ خورو میدونستم جینا میره کجا پس دنبالش رفتم داشت میرفت سمت زمین ورزش که با خودم گفتم بد نیست یه گپی باهاش بزن ها
_هعی سلام خانم خوش شانس
+اگه من خوش شانسم تو هم آقای بد شانسی
واو چه اعتماد به نفسی داره
_خوب جینا اردو هفته دیگست و خوب راستش میتونم شمارتو داشته باشم؟
+ها چیزه اره..یعنی نه خوب
_برداشت بد نکن فقط به عنوان دوست
+باشه بزن**********
_خوب مرسی خدافظ
+خدافظ
ویو شب
(هنوز از دیده کوک هستیم)
یعنی بهش بگم باهام بباد متور سواری چی میشه میگه بلاخره دلمو به دریا زدم و زنگ زدم
بوق
بوق
+الو؟
_عامم سلام
+سلام آقا بد شانس
نا خودآگاه لبخندی اومد رو صورتم
+جونگکوک 5 باره دارم صدات میکنم هیتی
_ها اره هستم
+خوب چیزی میخواستی بگی؟
_اره خوب... میشه.. با من بیای بریم موتور سواری؟
+خوب خیلی وقته بیرون نرفتم ولی از الان بگم من با موتور خودم میام ها
مگه موتور داشت؟
_باشه ساعت 11 میام دنبالت
+باشه خدافظ
_خدافظ
ویو جینا
الان این یه قراره ؟
یا خدا چی بپوشم ساعت 10 بود چیی؟
رفتم یه دوش گرفتم و اومدم بیرون لباس پوشیدم لباس خیلی بدی نبود ها
میکاپ کرد که صدای بوق اومدم اون جونکوک نبود؟خونمو از کجا بلد بود ؟ اهه ولش الان دیر میشه رفتم پائین..
ادامه دارد*
p:⁵
_استرس زیادی ازت میباره
+زیاد تر از زیاد
رفتیم سر کلاس استاد اومد خدا خدا میکردم نمره کم نشده باشه نه بخاطر سر گروه شدن تو اردو چون اگه کم میشد فقط ابرورو ریزی نبود بلکه قرار بود واسه امتحان به 0 خیلی خوشگل بزاره استاد چند لحظه نگاهموکرد بعد با داد گفت
استاد:واستون متاسفم یعنی فقط 1 گروه نمره کامل گرفتن و بیقه زیر10!!
لیزا(دختر پیکیمی)خوب استاد اون گروه کی بود؟
استاد:بله سوال خوبیه گروه جینا و جونکوک نمره کامل
بعضیا دست زدن بعضیه ها با حسادت نگاه میکردن نگاه های سنگین جونکوک رو حس کردم
بهش نگاه کردم داشت لبخند میزد اوخدااا نه اصلا هم خوشگل نبود ایش
استاد درس رو تموم کرد و..
ویو جونکوک
وقتی اسممون رو گفت توی چشمای جینا یه ذوق
پنهون بود خیلی قشنگ ذوق میکردم اه ولش فهمیدم داره نگاهم میکنه و منم داشتم لبخند میزنم چیی؟سریع نگاهشو دزدید استاد درس رو تموم کرد که زنگ خورو میدونستم جینا میره کجا پس دنبالش رفتم داشت میرفت سمت زمین ورزش که با خودم گفتم بد نیست یه گپی باهاش بزن ها
_هعی سلام خانم خوش شانس
+اگه من خوش شانسم تو هم آقای بد شانسی
واو چه اعتماد به نفسی داره
_خوب جینا اردو هفته دیگست و خوب راستش میتونم شمارتو داشته باشم؟
+ها چیزه اره..یعنی نه خوب
_برداشت بد نکن فقط به عنوان دوست
+باشه بزن**********
_خوب مرسی خدافظ
+خدافظ
ویو شب
(هنوز از دیده کوک هستیم)
یعنی بهش بگم باهام بباد متور سواری چی میشه میگه بلاخره دلمو به دریا زدم و زنگ زدم
بوق
بوق
+الو؟
_عامم سلام
+سلام آقا بد شانس
نا خودآگاه لبخندی اومد رو صورتم
+جونگکوک 5 باره دارم صدات میکنم هیتی
_ها اره هستم
+خوب چیزی میخواستی بگی؟
_اره خوب... میشه.. با من بیای بریم موتور سواری؟
+خوب خیلی وقته بیرون نرفتم ولی از الان بگم من با موتور خودم میام ها
مگه موتور داشت؟
_باشه ساعت 11 میام دنبالت
+باشه خدافظ
_خدافظ
ویو جینا
الان این یه قراره ؟
یا خدا چی بپوشم ساعت 10 بود چیی؟
رفتم یه دوش گرفتم و اومدم بیرون لباس پوشیدم لباس خیلی بدی نبود ها
میکاپ کرد که صدای بوق اومدم اون جونکوک نبود؟خونمو از کجا بلد بود ؟ اهه ولش الان دیر میشه رفتم پائین..
ادامه دارد*
- ۳۰۶
- ۲۲ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط