انگشتانم که لاي ورق هاي ديوان حافظ مي رود
انگشتانم که لاي ورق هاي ديوان حافظ مي رود
دست و دلم مي لرزد . . .
اما به خواجه مي سپارم تا اميد را از دلم نگيرد
کاش هميشه بگويد
يوسف گم گشته بازآيد به کنعان . . .
غم مخور . . .
دست و دلم مي لرزد . . .
اما به خواجه مي سپارم تا اميد را از دلم نگيرد
کاش هميشه بگويد
يوسف گم گشته بازآيد به کنعان . . .
غم مخور . . .
- ۴۳۵
- ۲۱ تیر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط