از خواب بیدار شدم و رفتم دست شویی

از خواب بیدار شدم و رفتم دست شویی

ههههههههه.....
الاننن اخههه وقتشش بودددد😭

و بله ایون می خانم پر°یود شده بود

پد گذاشتم و اومدم بیرون و کیسه اب گرمو پر کردم و رفتم نشستم رو مبل همچی اروم بود تا اینکه دردش شروع شدد

ایییییی دارممم پارههه میشمممممم

ویو جونگ کوک


با صدای داد از خواب بیدار شدم از پله ها اروم اروم میومدم پایین که دیدم ایون می داره به بالش مشت میزنه

ذهن جونگ کوک

[ودفف روانی این زنیکه://]


ویو ایون می


ایی خدداا

جونگ کوک:چته تو

باهام حرف نزنن دارمم میمیرمم
ایی روز اولیی چراا انقد درد دارهه

جونگ کوک:داری میمیری؟؟

ارههههه

جونگ کوک:جدیی؟؟

دارمم از درد میمیرممممم

جونگ کوک:خدااایااا شکرتتتت

ایون می بالشو پرت میکنه تو صورت جونگ کوک

جونگ کوک:وحشیی

باورم نمیشه دارم اینو میگم ولی...

جونگ کوک:چیهه

میشه...

جونگ کوک:چی؟زود تر خلاصت کنم؟

نههه عنتررر

جونگ کوک:چی میخوای خبب

بروو برامم داروو بگیر

جونگ کوک:داروو چیی؟؟

دارم از درد پر°یودی میمیرمم
دارو هم تو خونه نبود

جونگ کوک:من این کارو نمیکنم:/

بیوفتم از درد بمیرم میوفته گردن تو اسکل

جونگ کوک:اخه من پسرم برم بگم دارو پر°یودی میخوامم؟؟

ایییییییییی

جونگ کوک: باشه باشه بابا رفتمم

پدم بخرر

ویو جونگ کوک*

رفتم داخل دارو خونه

جونگ کوک:یه مسکن و پد بهداشتی لطفا

خانم:پد چه سایزی؟

[اخه مگه سایزز دارههه..چرا ایون می نگفت بهمم]

چند تا دخترر...
دیدگاه ها (۱)

اجبار به بدبختی پارت ۱۴

پارت ۱ویو تهیونگ:سلام من کیم تهیونگ هستم ۲۹ سالمه و تو یک کا...

پارت ۴۲

ویو جونگ کوک صبح:از خواب بیدار شدم و یاد اتفاق های دیروز افت...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁸ویو: ات۱۰ دقیقه بعد...دوشم رو گر...

پارت ۲ویو جونگ کوک:از خواب بیدار شدم و رفتم یه دوش ده مینی گ...

مهمونی خطرناک پارت= 9جونگ کوک: حالا راحت ترم پرنسسم و تو امش...

معامله p32جونگ‌کوک بعد از اینکه به کیارش شیر داد، او را آرام...

پارت ۲۵

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط