{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

((بعد پایان مبارزه و دست گیر شدن وال فور ال آلمایت جلو دو

((بعد پایان مبارزه و دست گیر شدن وال فور ال آلمایت جلو دور بین قدرتش ته کشید ولی به زور روی پاش ایستاد و دست راستش رو به نشانه پیروزی مشت کرد و بالا آورد اشک از چشم های همه مثل آبشار سرازیر شده بود دکو لبخند کوچیکی زد و اشکش رو پاک کرد آلمایت دستش رو روبه دوربین نشانه کرد و با عضت نفس و صدای بلند گفت
آلمایت : نفر بعدی تو هستی
همه جا خوردند چون آلمایت آخر جمله اسم فردی رو به زبون آورد که جا نشینی بود یعنی ....
آلمایت : نفر بعدی تو هستی ایزوکو .....
باکوگوبه میدوریا نگاهی انداخت میدوریا چشمانش مثل قبل براق و شاداب نبود انگار با تنفر داشت به جایی نگاه میکرد تنفری که از دکو بعید بود
باکوگو:م.یدوریا؟
میدوریا : شیگاراکی هنوز دنبال منی؟
کل کلاس دوباره گارد گرفتند شیگاراکی با لحنی خیلی تحدید آمیز جواب داد
شیگاراکی : من تو رو به دست میارم حر چقدر هم که طول بکشه
بعد وارد سایه سیاه شد و رفت
((فردا صبح روز بعد در خواب گاه ))
میدوریا : صبح بخیر چرا همه این جا جمع شدید؟
شوتو: میدوریا ! منضور آلمایت از نفر بعدی تویی چی بود
((نکته : میدوریا همیشه دست کش دستش می‌کنه یه دست کش سیاه ))
میدوریا :(در آوردن دست کش ))‌ دست های منو رو ببینید
باکوگو: میدوریا از وقتی یه پنج سالش شد دست کش میکرد دستش من فکر میکردم بیماری پوستی داره ولی چه دست های زیبایی داره .
اوراراکا : ادامه بده دکو
میدوریا : (( زاهر شدن چیزی مانند مانا کف دست دکو)) من از زمانی که دبستانی بودم با آلمایت ملاقات کردم اون من رو از دست یه لجن نجات داد
باکوگو: همونی که به من عمله کرد؟
دکو: اره . بعد این که رفت من با آلمایت در باره این که میتونم قهر مان بشم یا نه صحبت کردم
وقتی جواب بله رو شنیدم انگار دنیا رو بهم دادن ولی دنیا بعد جواب بله به من داده شد یعنی.....
باکوگو: نکنه.....
شوتو: نه این امکان ندارد.......
میدوریا : من پارس یکی برای همه و مزهر سلح بعدی هستم نهمین جا نشین
کل کلاس :........
شوتو:(( دست گزاشتم رو پیشونی )) ه.ه.هه.هه.هه.هاهاهاهاهاهاها
کل بچه ها :((نگاه عجیب به شوتو))
شوتو: (( بالا زدن مو هاش )) پس برای همین از همون اول خاص بودی
میدوریا :(( گیج شده )) خاص؟
شوتو: تو از همون اولش هم مثل این بودی که انگار سابقه قهر مان بودن داشتی مثل همون شروع از مون تو خیلی ها رو از له شدن زیر دست ربات نجات دادی
دکو :...
شوتو : نگران نباش دکو ما هنوز هم تو رو همون دکو قبلی و کیوتمون میشناسیم
دکو: م.منونم ...وایسا ! تو فکر می‌کنی من کیوتم؟
کیریشیما : شت
باکوگو تو ضهنش : تبابمینیهباینیمیتزتزهی العان به دکوی من اعتراف کردی تو تیکههه شینهههههه نه من هم کم نمیارم
شوتو:((سرخ شدن)) ا. چیز. ا. نه .خب .چیزه..
ادامه پارت بعد 🗿 🎀
نضری چیزی؟
میگم به نضر تون اصلا ادامه بدم؟
دیدگاه ها (۳)

تکپارتی

تناسخ به دنیایی دیگر پارت ۴۴

سناریوی شماره ۳ تک پارتی. نکته:من هرچی فکر کردم گفتم بزار ای...

اوکی اصلا تو فن باکودکو نیستی، خب چرا شوتو رو میاری وسط؟😐 اص...

او به ارامی دستش را دور شونه ی دکو انداخت و اون را به سمت خو...

سناریو باکودکو

من : وادا... واقعا؟ واقعا ما ۱۶۰ تایی شدیم؟ * یهو بی‌هوش میش...

دکوی شرور

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط