{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
و خاطرات نه مجال گریز می دهند،
نه رخصت خلوتی.
خاطرات روح تو را می درند در رخوت سرد روزهایت،
چنان بارانی ات می کنند که برگریزان سهم تو می شود.
خاطرات از تو و لحظه هایت عبور می کنند،
می دوی و می دوند
و نمی دانی کدامیک زنده تر است...! .
دیدگاه ها (۲)

«دیروز، دوباره عاشقت شدم. آن‌قدر زیبا بودی که بارها خواستم ب...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

آدم‌ها فکر می‌کنند عشق یعنی چیزهای عجیب‌وغریب یا کلماتی که ف...

تو که در باغِ جتسیمانی، عرق چون قطراتِ خون از پیشانی‌ات چکید...

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌«کلمات، پرسه ‍زنان در گذر ثانیه‌ها رنگ باخته‌ان...

پروانه جان

💙آدم‌ها را نه با آغازشان، که با پایانشان می‌توان شناخت.عشق د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط