دلم بودن با تو رو میخواد،تویِ کلبه، تو دورترین نقطه جنگل،

دلم بودن با تو رو میخواد،تویِ کلبه، تو دورترین نقطه جنگل،دور از فضای مجازی،آلستار بنفشامونو بپوشیم و بزنیم تو دل جنگل، دست تو دست هم،صدای خندهامون بپیچه توو جنگل،بارون بیاد و بشینه رو مژهایِ بلندت،موهای فرت خیس بشن و دستامو بکنم لایِ موهای خیس و خوش عطرت،کوله پشتیمونو بزاریم زمین و زیر بارون برقصیم،به آسمون آبی خیره بشیم و غرق زیبایی‌هاش بشیم،تو راه برگشت هیزم جم کنیم و بریم توی کلبه،بشینیم جلوی شومینه و پتو رو بپیچیم رو خودمون و چای داغ بخوریم،توی سکوتِ کلبه فرو بریم تو بغل هم و تکون نخوریم،هوا که تاریک شد بشینیم بغل هم و خیره بشیم به ماه،ستاره هارو دنبال کنیم و تو ذهنمون یه تصویر ازشون بسازیم،بعدش خیره بشیم به هم و با چشمامون عشقِ تو دلمون رو فریاد بزنیم،تو آغوش هم خوابمون ببره و صبح با صدای پرنده‌ها بیدار شیم.
#تکس
دیدگاه ها (۸)

𝐋𝐢𝐤𝐞 𝐚𝐧𝐠𝐞𝐥 part16- گریه نکن عشقم+چرا فکر کردی دوستت ندارم😭😭...

وقتی گرگینه بود📎(درخواستی)پارت ۱ویو دویونگ:تو اتوبوس مدرسه ص...

dark life = 43ات کتاب رو بست. «چی؟»تهیونگ بلند شد و دستش رو ...

***### 🖤 **رمان: ازدواج اجباری با یک مافیا**### **پارت ۱۱:به...

کپشنننن مهمهههه گودی گودی🎀🤣عروسک من😈🔞پارت بیست و هشتویکتور ب...

محو زیبایی او پارت ۴۷ویو رزاخواب بودم با صدای جیغی از خواب پ...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.5 (روایت از زبان ا...

چند پارتی.. وقتی زیر بارون بهت اعتراف میکنه.. Part 1(ویو ا.ت...

وقتی میخواستی بری استخر ولی...²با رفتن تو،جونگکوک هم برگشت ت...

اسم: عشقی گمشده در تاریکی جنگل ... پارت ۱۷ ،(زبان راوی )در ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط