{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

محو زیبایی او

محو زیبایی او
پارت ۴۷

ویو رزا

خواب بودم با صدای جیغی از خواب پریدم
چشمام رو کمی باز کردم روی تخت بودم توی بغل تهیونگ
پشتم رو نگاهی انداختم میا ، مارال و سلین بالا سر ما بودن و صدای جیغ از مارال بود
ته یونگ هم بیدار شد و به بچه ها خیره شده بود
بچه ها با ذوق و شوق مارو نگاه میکردن

÷ بالاخره رزا و تهیونگ با هم خوابیدن

هان چی خوابیدیم نه نه ما فقط کنار هم خوابمون برد

+ چی چی نه نه اشتباه میکنید ما فقط کنار هم خوابمون برد

میا : معلومه آنقدر کار کردید خسته شدید و خوابتون برده

شیطونا یه منحرف
یکی بیاد اینا رو جمع کنه

+ نخیر مدرک بیارید

مارال : دست ته یونگ زیر لباسته و بیشتر گذاشته زیر بند سوتینت

دست ته یونگ روی کمرم بود با معذبی تهیونگ دستش رو کشید

- این مدرک به حساب نمیاد

مارال : به هرحال

+ این چرندیات رو ول کنید بیاد بریم ببینیم چه خبره

پاشدم تهیونگ رفت بیرون و لباسم رو عوض کردم
همه توی سالن اصلی جمع شده بودند

بلندگو : در مسابقات اخیر کسان زیادی حذف شدن و فقط تعداد کمی مانده اند به خاطر همین یک مسابقه دیگر موجوده که باید ازش بگذرید تا سالم و سلامت بریم پیش خانواده هاتون

خوشحال شدم بلاخره آزاد میشیم و من با تهیونگ یه زندگی عالی میسازم

بلندگو : بازی تا ۲۰ دقیقه دیگه شروع میشه

خب سه پارت دادم🎀
بچه ها فردا مدرسه داریم 😭😭تا نه ماه اسیر و زندانی مدرسه ایم😭😭
به نظرتون رزا و تهیونگ از این بازی جون سالم به در میبرند ؟

شرط
لایک ۲۰

❤️ حمایت بشه ❤️
❤️گزارش نشه ❤️
دیدگاه ها (۱۰)

محو زیبایی او پارت ۴۸ویو ته یونگاز رزا جدا شدم و رفتم پیش جی...

محو زیبایی او پارت ۴۹ویو رزا داشتم ته یونگ میبوسیدم که دخترا...

محو زیبایی او پارت ۴۶ویو ته یونگگوشیم رو برداشتم و کلی سعی ک...

محو زیبایی او پارت ۴۵ویو رزا مارال و میا هم اتاقی هامون بودن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط