رومان عشق پنهانی (پارت8)
از زبان سونیک 💙
روژ و ایمی اومدن سمتم
روژ :خیلی خوشگل شدی عزیزم
سونیک :ممنون
ایمی:میخوای بری پیشش؟
سونیک:پیش کی؟
ایمی و روژ خندیدن ولی من واقعا نفهمیدم کجاش خنده داشت
سونیک:چرا میخندین؟
روژ:هنوز از شدو خجالت میکشی؟
سونیک:نه
ایمی:پس برو و باهاش برقص
سونیک:با با باشه
رفتم سمت شدو
سونیک:میگم چیزه
شدو:میای برقصیم؟
سونیک:اره
دست چپم رو گذاشتم رو کتفش و اونم گذاشت دور کمر و دستم راستم هم تو دستش گذاشتم و شروع کردیم رقصیدن
شدو:(هین رقص) چقدر دوستم داری.؟
سونیک:خ خ خ خیلی... توچی؟
شدو:خب من اصلا دوست ندارم
سونیک:چی؟
شدو:خیلی ساده ای چرا باور کردی اگه دوست نداشتم که الان اینجا نبودم
سونیک:پیرمرد
رقص تموم شده و باید میرفتیم خونه از هم خداحافظی کردیم و رفتیم سوار ماشین شدیم..... رسیدیم خونه لباسم رو دراوردم تا نشستم حالم بد شد حالت تهوع داشتم که رفتم دستشویی و یکم بالا اوردم
شدو:الان زنگ میزنم دکتر
بردتم رو تخت خوابوندتم تا دکتر اومد یه خانم بود یکم ماینم کرد و بعدشم با شدو رفت بیرون بعد 2 دقیقه شدو اومد
😍😍😍
روژ و ایمی اومدن سمتم
روژ :خیلی خوشگل شدی عزیزم
سونیک :ممنون
ایمی:میخوای بری پیشش؟
سونیک:پیش کی؟
ایمی و روژ خندیدن ولی من واقعا نفهمیدم کجاش خنده داشت
سونیک:چرا میخندین؟
روژ:هنوز از شدو خجالت میکشی؟
سونیک:نه
ایمی:پس برو و باهاش برقص
سونیک:با با باشه
رفتم سمت شدو
سونیک:میگم چیزه
شدو:میای برقصیم؟
سونیک:اره
دست چپم رو گذاشتم رو کتفش و اونم گذاشت دور کمر و دستم راستم هم تو دستش گذاشتم و شروع کردیم رقصیدن
شدو:(هین رقص) چقدر دوستم داری.؟
سونیک:خ خ خ خیلی... توچی؟
شدو:خب من اصلا دوست ندارم
سونیک:چی؟
شدو:خیلی ساده ای چرا باور کردی اگه دوست نداشتم که الان اینجا نبودم
سونیک:پیرمرد
رقص تموم شده و باید میرفتیم خونه از هم خداحافظی کردیم و رفتیم سوار ماشین شدیم..... رسیدیم خونه لباسم رو دراوردم تا نشستم حالم بد شد حالت تهوع داشتم که رفتم دستشویی و یکم بالا اوردم
شدو:الان زنگ میزنم دکتر
بردتم رو تخت خوابوندتم تا دکتر اومد یه خانم بود یکم ماینم کرد و بعدشم با شدو رفت بیرون بعد 2 دقیقه شدو اومد
😍😍😍
- ۵.۴k
- ۲۶ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط