{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نامه‌ای به خودم:

نامه‌ای به خودم:
باید قوی بود ، باید از سخت ترین
ضربه ها ، پله ساخت و بالاتر رفت،
باید از بی انصافی ها ، درسِ انصاف
گرفت و رویِ تمامِ بی مهری ها،چشم
بست ! نمی توان جلویِ سازهایِ
ناکوکِ زمانه را گرفت ، اما می توان
مسیرِ درست را ادامه داد و نگرانِ هیچ
چیز نبود ... میتوان انعطاف پذیر شد
و با هر ضربه ، حالتِ بهتری گرفت ،
نه اینکه دلسرد و نا امید شد ، نه اینکه
جا زد و کنار کشید ... تا بوده ، همین
بوده ؛ هرچه بالاتر بروی و نزدیک تر به
قله باشی ، باد و طوفان و زمین و زمانه ،
سخت تر می گیرد ! من برایِ عبور ،
منتظر نمی نشینم تا تمامِ آب هایِ
جهان ، خشک شود ... دل را به دریا
می زنم و شنا می کنم ! و برایِ پرواز
آسمان را به خانه ام می برم ! کامل
نیستم ، اما کامل می شوم
دیدگاه ها (۰)

نامجون عزیزم ، تولدت مبارک 🤍گاهی واقعاً نمی‌دونم چطور باید ا...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①①_بخش دوم_کی اشک هایم جاری شد؟ن...

احتمالا این پست, اخرین پست من اینجا خواهد بود , پس از اون اک...

007-آلما ویسکی - پارت ۵۰

morning bitter 🌅port 14کم کم در این خانواده رازهای برملا می...

پارت ۲۹صدایِ تیک‌تیک ساعتِ دیواری، توی گوش‌های رزا مثل ضربه‌...

فاصله یک لبخند تا جنون

Destiny part 15

وقتی میکاپ آرتیستشی p²

خسف | قصه سی و سوم: امام هادی (ع) (بخش دوم)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط