{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در کارگه کوزگری رفتم دوش

در کارگه کوزگری رفتم دوش
دیدم دو هزار کوزه گویا و خموش

ناگاه یکی کوزه برآورد خروش
کو کوزه‌گر و کوزه‌خر و کوزه‌فروش
دیدگاه ها (۱)

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت7ویو اتصبح ب...

فیک دختر گل فروش پارت یکویو کوک ۳ ماه مادرم مرده حالم اصلا خ...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:6کوک:این چرا بی نمکه هان...

پارت۵

رمان:تا وقتی که عاشقت شدم

پارت۱۴پرورشگاهorphanageتصمیم گرفتم برم یه دوش ۱۰دیقه ای بگیر...

اسم پیشنهاد بدید

رمان عشق ممنوع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط