سناریو بنگ چان پارت ۲ BANG CHAN
ولی بعد نگران میشی چون بنگ چان دیروز اون لباس رو نپوشیده بود بعد دکمه هایه پیرهنشو باز میکنی و میبینه یه زخمه بزرگ رو شِکُمِش و یه زخمه بزرگه دیگه رو گردنش داره بعد سعی میکنی بلند شی ولی شکمت زخمش باز میشه ولی بنگ چان واست مهم تر بود بلند میشی میفتی زمین بعد با سختی بلند میشی و میری باند میاری بعد شکم و گردنه بنگ چان رو میبندی و پیرهنشو در میاری و یکم پتو میکشی روش اروم دره گوشش میگی نکن به خودت اسیب نزن این راهش نیس و رو بالشتی و رو تختی اینا رو در میاری و میری لباس شویی روشن کنی که یاده حرف چند وقت پیشت میفتی که گفتی هر اتفاقی برا هر کدوممون افتاد برا اونیکی هم اتفاق میفته بعد پشیمون میشی از حرفت بعد ساعت هایه ۹ بنگ چان بیدار میشه بعد که دارین صبحونه میخورین بنگ چان ازت میپرسه تو برام باند بستی و تو میگی اره بعد از چن دیقه بهش میگی چرا اون کارو کردی خیلی نگران شدم بعد بنگ چان یکم مَکس میکنه سرت داد میزنه و میگه مگه من نگران نشدم مگه من استرس نگرفتم مگه من دل ندارم مگه من دوست ندارم بعد تو بغض میکنی و میگی خب و دیگه حرفت رو ادامه نمیدی و بنگ جان میگه خب چی بعد قهر میکنین و حرف نمیزنین و بعد ۱ هفته میگزره بعد تو به جونگین زنگ میزنی و داستان رو بهش میگی و جونگین میگه باهاش حرف میزنم بعد از چن ساعت جونگین بهت زنگ میزنه و بهت میگه هرچی بهش زنگ میزنم جواب نمیده ولی سونگمین بهم گفتم که بنگ چان پیشه اونه و داستان رو اونم بهم میگه و بعد تو میگی مرسی بعد جونگین ازت میپرسه تو میخواستی خودکشی کنی و تو بدنت میلرزه و موندی که چی بگی بعد جونگین میبینه تو هیچی نمیگی داد میزنه و با عصبانیت میگه دارم میام پیشت بعد میرسه و تو میای در رو باز میکنی و جونگین بقلت میکنه و میگه اخه این چه کاریه که شما ها میکنین و بعد تو همونجا گریه میکنی و جکنگین میبرتت رو مبل میزارتت و برات اب میاره بعد بعد کلی سعی میگنه گریت رو بند بیاره بعد میبینه نمیتونه نا امید میشه و میگه قربونت برم گریه نکن بیبی الان بنگ چان هم بفهمه داری گریه میکنی فقط عصبانی تر میشه بعد میگی که من نمیخواستم اینجوری شه بدونه بنگ چان نمیتونم بعد جونگین میگه قول میدم که درست میشه من باهاش حرف میزنم بعد بنگ چان دمه دره و اینو میشنوه و میاد تو بعد تو میری تو اتاق بنگ چان و جونگین باهم حرف میزنن و تو داری به حرف هاشون گوش میدی و بنگ چان میگه من واقعا ازش ناراحت صدم و نمیخوام دیگه اتفاقی براش بیفته برا همین ازش دور شدم و بعد گرت میگیره و کم کم خوابت میبره بعد ساعت هایه ۲ شب جونگین میاد تو اتاقت یه نامه میزاره کناره تخت و دره گوشت میگه بهت قول دادم و همه چیز خوب پیش رفت میخوام دوباره با هم ببینمتون بعد گردنت رو بوس میکنه و میره
- ۲۷.۵k
- ۱۲ بهمن ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط