{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی هیونین بیرون رفت گوشی رو برداشتم که به یونا زنگ بزنم

وقتی هیونین بیرون رفت گوشی رو برداشتم که به یونا زنگ بزنم و حالشو بپرسم ، اما جوابمو نداد ، بی حوصله کارای مهمو انجام دادم چون به هیونین قول داده بودم زود کارمو تموم کنمو ببرمش شهربازی ، چقدر بچه داری سخته ، باید دست یونارو ببوسم...
بلاخره تموم کارام رو انجام دادمو با هیونین رفتیم شهر بازی...


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


-خوش گذشت ؟

÷خیلی خوش گذشت بابایی ، یبار دیگه هم با مامانی بیایم ، خیلی دوس دارم سه تایی وقت بگذرونیم


تلخندی زدم و آروم و زیر لب گفتم:

-مامانت خودش نخواست...


÷چی میگی بابایی؟


-هیچی بابا ، نظرت راجب صرف یه غذای خوشمزه ی پدر و پسری تویه رستوران چطوره؟

÷ عاشقشممم...

خنده ای کردمو بغلش کردم و به سمت ماشین رفتیم..‌.


ویو یونا:


لباس زرشکی که یجی بهم قرض داد رو پوشیدم و آرایش ملایمی کردم و منتظر موندم تا یوجون بیاد ، هیون چند بار زنگ زد میدونستم خودشه ، هیونین فقط یکبار زنگ میزنه اون چند باری که زنگ خورد هیون بود دلم نمی‌خواست صداشو بشنوم

°بانوی زیبا برای داشتن یک شب خاطره انگیز با شما باید چقدر پرداخت کنم؟
دیدگاه ها (۰)

به سمت یجی برگشتم و به بازوش زدم+نگو دیگه اینطوریییییبه زور ...

پارت ۲۵۸..دلم برات تنگ شده بود عشقم...+اینجا...اینجا چیکار م...

پارت ۲۵۷کمی بعد جودی داخل شد و با شنیدن اینکه هیون اجازه ی ب...

پارت ۲۵۶اینقدر گریه کردم که خالی شدم و بعد اب رو بستم و حوله...

پارت ۷ ساعت ۱۲ و ۲۶ دقیقه_جونگکوک:حدود ۳ ساعت از رفتن تهیونگ...

رمان هکر کوچولوی من پارت چهارم

تک پارتی

#قلبی_در_دو_بدنP4رفتم تو حیاط شروع کردم به خوندم کتاب که یهو...

True Love①(عشق واقعی) مکان: بارا/ت:من باید برم خونه دیروقته ...

ادامه ای پارت دوم _ دنیای عجیب

پارت. ۲۶

Love&HateP.9"دوباره ویو جونگکوک"دیدم پنج تا میسکال از یونا د...

🎀🦋 پارت ۲۵ — ویو آت 🌸𐙚رفتم حموم، روتینم رو انجام دادم و بعد ...

پارت ۱۴......................................

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط