the first lie

the first lie

part ۱۲

ویو کیم کلارا♡

اه.... صبح مزخرفی بود...

موهام و بستم یه نگاه به ساعت کردم....

ساعت.... ساعت ۱ بود.... وایی چقدر خوابیدمممم

بدو بدو رفتم پایین....

کلارا: آجوماااااا

آجوما: جانم دخترم.... چقدر خوابیدی.... گرسنته؟

کلارا: اره خیلیی میخوام با جینا برم بیرون میشه...

یه صبحونه خوشمزه بهم بدی؟

آجوما: البته عزیزم...

صبحونه ام و خوردم و زدم بیرون....

زنگ زدم به جینا...

کلارا: الو جینا حاضری؟

جینا: نههههه بیا بالا

کلارا: اخخخخ دختر از دست تو اومدم...

ماشین خاموش کردم و رفتم تو حیاط داشتم

رد میشدم که با جونگکوک روبرو شدم....

پوزخند چندش اوری زد و رفت...

رفتم داخل به همه سلام کردم و رفتم اتاق جینا...

کلارا: جیناااا

جینا: بلهههه

کلارا: داداشت کجا رفت؟

جینا: طبق معمول بار

کلارا: اها زیادم برام مهم نبود

جینا زیر لب گفت: معلومه

کلارا: شنیدم...

جینا: من که چیزی نگفتم...

کلارا: خفه شو جیناااا..... بیا بریم

خلاصه بعد دو ساعت بحث رفتیم یه کافی شاپ...

من اسپرسو خوردم و جینا موهیتو یدونه

ایس ماکیاتو هم گرفتیم باهم خوردیم...

خوش گذشت.... رفتیم خرید من یه بوت خریدم....

جینا هم یه کیف و صندل برای تابستون....

جینا رو رسوندم خونشون و رفتم سمت عمارت...

ویو جئون جونگکوک♕

تو بار بودم که یهو.......

شرط:

لایک♡۲۰

کامنت♡۱۵

بازنشر♡۱٠
دیدگاه ها (۲۸)

پارت یازدهمزمان حال الان چند ساعت از وقتی که جونگکوک بیدار ش...

(دلداده) ویو جونگکوک ساعت ۱ بود پس پاشدم رفتم حموم و لباسام ...

Do I love him, or do I hate him?P:¹ویو جیناامروز با صدای گری...

سیلام بیبی های من 😍🎀 چطورین ؟🧸 بریم برای پارت گذاری ؟😎بزن بر...

به زیباییه مشکی

«اسلاید بعد لباس تهیونگ»لتس گو؟؟فایتینگ 🔮 🤞 (تابع قوانین ویس...

☆-هزار یک شب-☆قسمت [۱]ویو ا/تسلام من ا/تم. من پدرم زمانی که ...

Part7ا.ت رو مایا می نویسمویو مایاجیمین منو از خواب بلند کرد ...

عشق خیانت انتقام

همسر غیره منتظره

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط