🌼 زندگی نامه مختصر سعدی شیرازی ...
مشرف (شرف) الدین مصلح شیرازی معروف به سعدی شیرازی، شاعر و نویسنده توانمند ایرانی قرن هفتم هجری قمری بوده است. در برخی مراجع تاریخ تولد سعدی سال ۵۸۵ هجری قمری آورده شده است و در برخی دیگر ۶۰۶. سال وفات سعدی را نیز در بیشتر مراجع ۶۹۱ هجری قمری ذکر کردهاند.
او در خانوادهای به دنیا آمد که همگی از علمای دینی بودهاند:
مرا معلم عشق تو شاعری آموخت همه قبیله من عالمان دین بودند
سعدی در شیراز زاده شد. وی کودکی بیش نبود که پدرش درگذشت و مادرش کازرونی بود. در دوران کودکی با علاقه زیاد به مکتب میرفت و مقدمات دانش را میآموخت. هنگام نوجوانی به پژوهش، دین و دانش علاقه فراوانی نشان داد. اوضاع نابسامان ایران در پایان دوران سلطان محمد خوارزمشاه و به ویژه حمله سلطان غیاثالدین خوارزمشاه، برادر جلالالدین خوارزمشاه به شیراز (در سال ۶۲۷ هجری قمری)، سعدی را که هوایی جز بهدستآوردن دانش در سر نداشت، بر آن داشت تا شیراز را ترک کند.
سعدی جهانگردی خود را در سال ۱۱۲۶ میلادی آغاز کرد و به شهرهای مختلف خاور نزدیک و خاورمیانه، هندوستان، حبشه، مصر و شمال آفریقا سفر کرد. این جهانگردی به روایتی سی سال به طول انجامید. حکایتهایی که سعدی در گلستان و بوستان آورده است، نگرش و بینش او را نمایان میکند. وی در مدرسه نظامیه بغداد دانشآموخته بود و در آنجا حقوق و مستمری میدادند.
در سفرها نیز سختی بسیار کشید. او خود در گلستان گفته است که پایش برهنه بود و پاپوشی نداشت و دلتنگ به جامع کوفه درآمد و یکی را دید که پای نداشت؛ پس سپاس نعمت خدایی بداشت و بر بیکفشی صبر کرد. آنطور که از روایت بوستان برمیآید، وقتی در هند بود، سازکار بتی را کشف کرد و برهمنی را که در آنجا نهان بود، در چاله انداخت و کشت. وی در بوستان، این روش را در برابر همه فریبکاران توصیه کرده است. حکایات سعدی عموما پندآموز است. سعدی، ایمان را مایه تسلیت میدانست و راه التیام زخمهای زندگی را محبت و دوستی قلمداد میکرد. علت عمر دراز سعدی نیز ایمان قوی او بود.
او در خانوادهای به دنیا آمد که همگی از علمای دینی بودهاند:
مرا معلم عشق تو شاعری آموخت همه قبیله من عالمان دین بودند
سعدی در شیراز زاده شد. وی کودکی بیش نبود که پدرش درگذشت و مادرش کازرونی بود. در دوران کودکی با علاقه زیاد به مکتب میرفت و مقدمات دانش را میآموخت. هنگام نوجوانی به پژوهش، دین و دانش علاقه فراوانی نشان داد. اوضاع نابسامان ایران در پایان دوران سلطان محمد خوارزمشاه و به ویژه حمله سلطان غیاثالدین خوارزمشاه، برادر جلالالدین خوارزمشاه به شیراز (در سال ۶۲۷ هجری قمری)، سعدی را که هوایی جز بهدستآوردن دانش در سر نداشت، بر آن داشت تا شیراز را ترک کند.
سعدی جهانگردی خود را در سال ۱۱۲۶ میلادی آغاز کرد و به شهرهای مختلف خاور نزدیک و خاورمیانه، هندوستان، حبشه، مصر و شمال آفریقا سفر کرد. این جهانگردی به روایتی سی سال به طول انجامید. حکایتهایی که سعدی در گلستان و بوستان آورده است، نگرش و بینش او را نمایان میکند. وی در مدرسه نظامیه بغداد دانشآموخته بود و در آنجا حقوق و مستمری میدادند.
در سفرها نیز سختی بسیار کشید. او خود در گلستان گفته است که پایش برهنه بود و پاپوشی نداشت و دلتنگ به جامع کوفه درآمد و یکی را دید که پای نداشت؛ پس سپاس نعمت خدایی بداشت و بر بیکفشی صبر کرد. آنطور که از روایت بوستان برمیآید، وقتی در هند بود، سازکار بتی را کشف کرد و برهمنی را که در آنجا نهان بود، در چاله انداخت و کشت. وی در بوستان، این روش را در برابر همه فریبکاران توصیه کرده است. حکایات سعدی عموما پندآموز است. سعدی، ایمان را مایه تسلیت میدانست و راه التیام زخمهای زندگی را محبت و دوستی قلمداد میکرد. علت عمر دراز سعدی نیز ایمان قوی او بود.
- ۴.۰k
- ۰۸ آبان ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط