لونا و ويليام:قسمت ۱۶

لونا امشب مثل قرص ماه شده بود؛پیراهن قرمز همراه با چشمانی شکلاتی‌اش دلم را می برد؛هرگز گمان نمی‌کردم به این سرعت به من اطمینان کند و مرا به حریم شخصی‌اش راه دهد . امیدوارم بتوانم از او در برابر شیاطین مثل باربارا محافظت کنم؛برام خبر آورده که باربارا یک خونه جدید نزدیک خونه من خریده‌است و اصلا این خبر خوبی نیست؛اگر مدرکی داشتم که نقشه‌های خبیث داخل ذهنش را اثبات می‌کرد حتما او را تکه تکه می‌کردم . نباید لونا رو زیاد بیرون از خونه نگه می داشتم چون احتمالش زیاد بود همان کاری را که با مادرم انجام داد رو با لونا نیز انجام دهد؛یعنی با یک تصادف ساختی او را بکشد .
بعد از اینکه به لونا گفتم باید برگردیم بدون اینکه دسر خورده باشیم کمی ناراحت شد ولی سعی کرد به روی خودش نیاره؛شب داخل خونه می ترسیدم تنهاش بذارم پس سعی کردم به زور خودم رو داخل اتاق جا بدم ‌.
اواسط شب وقتی لونا خواب بود از جا بلند شدم کمی پریشان حال بودم؛ماری از پشت در معلوم شد گفت ی خانم امده‌اند به شما سر بزنند؛مطمئن بودم خودش بود،لباسم رو پوشیدم و رفتم سراغ کشوی داخل اتاقم و اسحله‌ام رو برداشتم،باید امشب کارش رو تموم می کردم تا خطرش از سر لونا بلند شه .
به کاری گفتم بهش بگه بره عمارت پشتی چون دوست نداشتم لونا از حضورش خبردار بشه،از دوران کودکی تصویر مهو یادم میاد ولی می دونم اون ی زن حسود و بی فایده بود و تنها کاری که بلد بود تولید مثل و قتل بود،زنی بد اخلاق و بد‌دهن؛با خدمتکار‌های خونه مثل سگ های دست آموز رفتار می کرد،حتا با کتک با بچه‌ها حرف میزد . از لحاظ روانی عادی نیست چون ی فرد عادی خواهر بزرگ من رو که در ان زمان فقط شش سال بیشتر نداشت مجبور کنه سگ‌ش رو با اسلحه بکشه . این موضوع خنداره؛چون امشب قرار با همون اسلحه کشته بشه .
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆

#تیک_تاک #ایران #مرگ_بر_امریکا #اینستاگرام #یوتیوب #گوگل #انگیزشی #ویسگون #کیپاپ #کیدراما #مود #ترند #استری_کیدز #اکسپلور #مود #استایل #ولاگ
دیدگاه ها (۰)

رمان لونا و ویلیام -قسمت آخر بخش۱

قسمت ۹(بخش اول)

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 9#لینو #فیکشنلونا هنوز به عکس شکسته...

قسمت ۹(بخش دوم)

پارت سه لونا: بیاین داخلویو لونا همشون اومدن داخل و مشغول حر...

پارت هشت تمام راه برگشت به خونه رو با لبخند احمقانه‌ای روی ل...

رمان لونا و ویلیام: قسمت ۱۵

پارت پنجم: پچ‌پچِ نجاتتاریکیِ اون اتاق، مثلِ یه هیولایِ بزرگ...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی میخواد بره سربازی ...⛓️‍💥💚 ╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓...

رمان لونا و ویلیام قسمت ۱۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط