طنز_جبهه

طنز_جبهه

صحبت از شهادت و جدایی بود و اینکه بعضی جنازه‌ها زیر آتش می‌مانند و یا به نحوی شهید می‌شوند که قابل شناسایی نیستند.

هر کس از خود نشانه‌ای می‌داد تا شناسایی جنازه ممکن باشد. یکی می‌گفت: *دست راست من این انگشتری است*

دیگری می‌گفت: *من تسبیحم را دور گردنم می‌اندازم.*
نشانه‌ای که یکی از بچه‌ها داد برای ما بسیار جالب بود.

او می‌گفت: *من در خواب خُر و پُف می‌کنم
پس اگر شهیدی را دیدید که خُر و پُف می‌کند، شک نکنید که خودم هستم.*
دیدگاه ها (۲)

"فهمیدن دوست داشتن همسر از روی شیوه برقراری ارتباط"یکی نشانه...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②②_بخش دوم_چوبدستی ها دست ری است...

ژینورا د بنچی اثری از لئوناردو داوینچی

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ⁸ویو جیهوپنور چراغ‌های ز...

HATE TO LOVE¹⁵(ویو:رز)لبخندی خیلی کوتاه گوشه‌ی لبم نقش بست.ک...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_28فصل چهاردهم |...

لئوناردو در ۱۴ یا ۱۵ آوریل ۱۴۵۲ م در شهر تپه‌ای وینچی در توس...

پرنسس ناخواسته

خسف | قصه سی و یکم: مأمون (بخش دوم)

هنگامی که فرانسوا میتران در سال 1981 میلادی زمام امور فرانسه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط