یک بار است زندگانی. یک بار.

یک بار است زندگانی. یک بار.
همان یک بار که نسیم صبح را به سینه فرو می دهیم، همان یک بار که عطش خود را با قدحی آب خنک فرو می نشانیم، همان یک بار که سوار بر اسب در دشت تاخت می کنیم، یک بار.. یک بار و نه بیشتر.
بعد از آن دیگر تمام عمر را ما دنبال همان چیزها می دویم، بعد از آن دیگر تمام مدت را به دنبال همان طعم اولینِ زندگانی هستیم. در پی لذت اول. سیب را به دندان می کشیم تا طعم بار اول را در آن بیابیم،آب را سر می کشیم تا لذت رفع عطش بار اول را پیدا کنیم. در آب غوطه می زنیم تا به شوق بار اول برسیم و نسیم را می بلعیم تا نشانی از آن اولین نسیم بیابیم. زندگانی یک بار است، در هر فصل...
تو چه می پنداری، ستار، تو درباره ی زندگانی چه فکر می کنی؟
شیرینی زندگانی بیش از یک بار به کام آدم نمی نشیند، اما تلخی هایش هر بار تازه اند،
هر بار تازه تر...
دیدگاه ها (۰)

سناریو ی ماه سرخ: پارت ۲

هم‌سلولی خطرناک (Part 4)آن شب، بعد از ساعت‌ها سکوت، جونگین ر...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❾با من بیا؛ با من به آن ستاره بیابه آن ستاره ای ک...

007-پنهان در مه - پارت ۷۵

Twenty four

#تیکه_کتابیک بار است زندگانی. یک بار. همان یک بار که نسیم صب...

#باران ❣یک بار است زندگانی. یک بار. همان یک بار که نسیم صبح ...

یک بار است زندگانی... یک بار!همان یک بار که نسیم صبح را ...ب...

یک‌بار است زندگانی یک‌بار

یک بار است زندگانی! یک بار!همان یک بار که نسیم صبح را به سین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط