یک بار است زندگانی!

یک بار است زندگانی!
یک بار!
همان یک بار که نسیم صبح را به سینه فرو می دهیم،
همان یک بار که عطش خود را با قدحی آب خنک فرو می نشانیم،
همان یک بار که سوار بر اسب در دشت تاخت می کنیم،
یک بار!
یک بار ونه بیشتر.
زندگانی یک بار است، در هر فصل...

`محمود_دولت‌_آبادی
دیدگاه ها (۰)

داستان کودکانه «قلبی که اندازه آسمان می‌تپید» به نویسندگی رز...

پارت: 21 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*کلوئی لبخندِ پیروزمندانه‌ا...

رمان انتقام ازدواج کامل

پارت: 11 (بخش1) **زاویه دید: زین**آفتابِ اواخر تابستان مثل ی...

پارت ۱۵ — چیزی بیشتر از یک آشناییصبح روز بعد، کاروان هنوز اج...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part³ "توصیف در یک جمله:پناهگاهِ امن"وقتی از د...

پارت ۳۲

{محکوم به لمس } part ۲۷ 杂交种 نسیم خنک صبح آمیخته به به بوی آ...

قصه هجدهم: حر بن یزید ریاحی

╭─────────────── 🌊 ───────────────╮✦ پارت ۵۲ ویو آت ✦╰─────...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط