قسمت هفتم....بهر حال عشق و دلدادگی مم وزین زبان زد خلق و
قسمت هفتم....بهر حال عشق و دلدادگی مم وزین زبان زد خلق و عالم می شود واین خوشآیند میر نیست . بکو بار دیگر دست به کار میشود و خودرا به میر میرساند و می گوید : ارتباط مم و زین خیلی زیاد شده و باعث آبروریزی شما خواهد شد .همه اهالی جزیر از این ارتباط حرف میزنند میر می گوید : با ظن و گمان نمیشود من باور ندارم بکو می گوید : قربان مم دروغ حرف نمیزند او را به کاخ دعوت کن با او شطرنج بازی کن شرط این با شد که وقتی شما برنده شدید از او بخواهید که به شما بگوید که به چه کسی علاقمند بوده و اورا دوست دارد او نیز حقیقت را به شما خواهد گفت .میراینکار را می کند اینک بازی شطرنج شروع شده و هر بار میر بازی را می بازد بکو متوجه شد که زین از پنجره قصرش بازی برادر و معشوقش را نگاه می کند ولی مم پشت به پنجره است بار دیگر بکو حیله گر به فکر حیله می افتد وبه میر پیشنهاد میدهد که برای خوش شانسی جایشان را عوض کنند .میر و مم جایشان را عوض می کنند اینبار مم رویروی پنجره قصر زین قرار می گیرد , بازی دوباره شروع می شود در حین بازی ناگهان مم چشمش به زین می افتد که در پنجره قصر او را می پاید هوش و حواس از سرشمی پرد وروند بازی از دستش درمیرود و بازی را خیلی زود واگذار می کند
- ۲.۲k
- ۰۳ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط