یه دختر خوشکلو تو خیابون دیدم چند نفر ریختن روش .

یه دختر خوشکلو تو خیابون دیدم چند نفر ریختن روش .
رفتم کمکش بعد کلی زد و خورد.
گفتم زن رویاهام همینه
.
.
.
عزیزم اسمت چیه
.
بر گشت گفت جمال.
.
به جونه خودم پسر بود.
بابا یه علامتی چیزی نصب کنین ما الکی دل نبندیم.
.
رسیدگی کنن مسیولین به خدا
دیدگاه ها (۱)

وقتی یهو.... | p.2 (حدود ظهر بود که گوشیم زنگ خورد و وقتی به...

#عشق در نگاه او part 8%هعی چرا نگاش می کنین برین سر کارتون +...

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت : چهارم » ( بریم سراغ تهکوک که چجوری آ...

پارت هشتسوهو: چ...چیکوک:شو..شوخی کردم باباسوهو رفت کوک هم رف...

ببین برو دوراتو بزنولی امیدوارم تا دیر نشده بفهمی , که شما ن...

خب.....پارت : ۱۴ ا.ت و جیمین اومدن داخل و دیدن که سوهو و تهی...

رمان دختری که هیچکس انتخابش نمیکرد

پشت صحنه جادوییپارت ۳ تهیونگ نشست روی صندلی کنار تخت تهیونگ:...

ابلیس

یه دختر خوشگلو تو خیابون دیدم چند نفر ریختن روش .رفتم کمکش ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط