{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عطر تنت روی پیراهنم مانده...

عطر تنت روی پیراهنم مانده...
امروز بوییدمش عمیق, عمیق!
با هر نفس بغضم را سنگین تر کردم! و به یاد آوردم که دیگر تنت سهم دیگری ست...
و غمت سهم من!
دیدگاه ها (۱)

میدانم تو روزی مرا در آغوش خواهی گرفت. پشیمان و با چشمانی پر...

.

ﻣَﺮﺩﺑﻮﺩﻥ.... باﭘﺴﺮ ﺧﻮﺷﮕﻞ ﺑﻮﺩﻥ ﻓﺮﻕ ﺩﺍﺭﻩ، ﻣَﺮﺩ ﺑﻮﺩﻥ.... ‍ﺑﺎماﻧ...

شنیدم خیلی داغونییییی پس گوش کن:خیانت میکنم تا ارزش صداقتمو ...

مادرم نیست

ویو ات ات(.)ته(!). با صدای نفس های سنگین ته بیدار شدم نگاهش...

آدمی گاهی در میانه‌ی این جاده‌های بی‌سرانجام،بیش از هر چیزی ...

آدمی گاهی در میانه‌ی این جاده‌های بی‌سرانجام،بیش از هر چیزی ...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 199♡⁠。⁠)⁩اسب رو...

#in_your_eyespart_9۱ویو کایلا آروم چشمامو باز کردمچند ثانیه ...

رمان تهیونگ

•●عـنـوان: ܩوریرتی وطܔ پرࡄت- 𝆏1●•_شرلوک هلمز_به هر زحمتی بود...

My nurse

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلایـیpart_6ویو میراچند روز بعد...ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط