{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زمستانی سرد کلاغ غذا نداشت. گوشت بدن خود را میکند و به جو

زمستانی سرد کلاغ غذا نداشت. گوشت بدن خود را میکند و به جوجه هاش میداد
زمستان تمام شد و کلاغ مرد و بچه هاش نجات پیدا کردن
و گفتن خوب شد که مُرد، خسته شدیم ازین غذای تکراری

این است واقعیت تلخ روزگار ما
دیدگاه ها (۲)

رمان سوم پارت اول ࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚یک روز سرد دیگه...

(:♡رز ابی من part.3/3اول متن رو بخونید زیر لب گفت و سرعت ماش...

برادر ناتنی

اون.... اون مرد بود؟ مردی با موهای سفید و تی‌شرت و شلوار سیا...

بازم سکوت. کامیل قسم خورده بود که لب از لب باز نکنه. اگر امش...

THE FIRST KISSPART: 2&: ببین من الان کارم به تو بستگی داره ی...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 6۴د. ۲ : نهایتا دورو...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ¹صدای جیغ‌ها توی گوشش می...

*عشق در اعماق یک مافیا*پارت ۱دوباره با بابام دعوام شد… و تهش...

پارت: 26 (بخش1) **زاویه دید: زین**صدای برخورد قاشق نقره با ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط