گیوه ها را کندم ، ونشستم

گیوه ها را کندم ، ونشستم
پاها دراب ، من چه سبزم امروز
وچه اندازه تنم هشیار است
نکند اندوهی سر رسد از پس کوه
چه کسی پشت درختان است؟
دردل من چیزی است مثل یک بیشه نور
مثل خواب دم صبح وچنان بی تابم
که دلم میخواهد بدوم تا ته دشت
بروم تا سر کوه
دورها اوایی است که مر می خواند
دیدگاه ها (۱)

دشت‌هایی چه فراخ!کوه‌هایی چه بلنددر گلستانه چه بوی علفی می‌آ...

دشت‌هایی چه فراخ!کوه‌هایی چه بلنددر گلستانه چه بوی علفی می‌آ...

‏در دل من چیزیست‏مثل یک بیشه نور‏مثل خواب دم صبح وچنان بی‌تا...

و چنان بی‌تابمکه دلم می‌خواهدبــدوم تا تـه دشتبروم تا ســر ک...

در دل من چیزی است؛ مثل یک بیشه نور... مثل خواب دم صبح... و چ...

در دل من چیزی است، مثل یك بیشه نور، مثل خواب دم صبح و چنان ب...

گیوه ها را کندم و نشستم، پاها در آب:"من چه سبزم امروزو چه ان...

در دل من چیزی است، مثل یک بیشه نور،،مثل خواب دم صبح و چنان...

در دل من چیزی است،مثل یک بیشه نور،مثل خواب دم صبحو چنان بی ت...

در دل من چیزی است، مثل یک بیشه نور، مثل خواب دم صبح و چنان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط