گیوه ها را کندم ، ونشستم
گیوه ها را کندم ، ونشستم
پاها دراب ، من چه سبزم امروز
وچه اندازه تنم هشیار است
نکند اندوهی سر رسد از پس کوه
چه کسی پشت درختان است؟
دردل من چیزی است مثل یک بیشه نور
مثل خواب دم صبح وچنان بی تابم
که دلم میخواهد بدوم تا ته دشت
بروم تا سر کوه
دورها اوایی است که مر می خواند
پاها دراب ، من چه سبزم امروز
وچه اندازه تنم هشیار است
نکند اندوهی سر رسد از پس کوه
چه کسی پشت درختان است؟
دردل من چیزی است مثل یک بیشه نور
مثل خواب دم صبح وچنان بی تابم
که دلم میخواهد بدوم تا ته دشت
بروم تا سر کوه
دورها اوایی است که مر می خواند
- ۲.۲k
- ۰۷ اردیبهشت ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط